تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢

دوشنبه 26 ذى حجه 1312 [ ه . ق . ]

قبل از ظهر به بازار رفته ، به « حكاك‌باشى » دستور العمل دادم كه مهر ثبت سردارى براى جناب اجل ساعد السلطنه حكاكى نمايد . در مراجعت از بازار ، از ارك قديم عبور مىكرديم . ديدم تمام طبقات نظام ، از سرداران و اميران و ساير ، با لباس رسمى و تمام ارباب قلم ، از مستوفيان و لشكرنويسان ، با شال [ و ] كلاه به عمارت تخت مرمر به سلام مىروند . ازدحام غريبى بود . امروز ، روز جلوس ميمنت مأنوس اعلىحضرت قدرقدر اقدس همايون شاهنشاه مظفر الدين شاه - خلد الله ملكه - در تخت سلطنت ايران است . ان شاء الله مبارك است .

پنج‌شنبه ششم محرم 1314 [ ه . ق . ]

موكب بندگان اعلىحضرت اقدس همايون « شاهنشاه » - خلد الله ملكه - از شهر « تهران » به عمارت ييلاقى موسوم به « صاحبقرانيه » به « شميران » تشريف‌فرما شدند . طرف عصر ، جناب اجل « ساعد السلطنه سردار » و « حاجى عبد الباقى ارباب » ، به « عباس‌آباد » ، ملكى جناب « ارباب » مشار اليه تشريف بردند . من هم در خدمتشان بودم . جناب « سردار » خيال دارند از زمين‌هاى بيرون خندق [ و ] نزديك « چلوارى بافخانه » ، كه جناب « صنيع الدّوله » « 1 » ساخته [ است ] ، از « ارباب » بخرند و « باغ » و « عمارت » بسازند ؛ [ و ] « آب » هم از « ارباب » بخرند . نقطهء خوبى است . اگر اين معامله سربگيرد ، خيلى خوب است .

چهارشنبه ، دوازدهم محرم [ 1314 ه . ق . ]

صبح ، بعد از اداى نماز و تلاوت « قرآن » ، حضرت « سردار » احضارم فرموده ، [ تا ] عريضه به حضور حضرت اشرف « صدارت عظمى » نوشته ، با تقديمى به خاك پاى مبارك همايونى ، به « صاحبقرانيه » فرستادند . بعد ، « سردار » سوار شده ، بيرون تشريف بردند . من هم به « بازار » رفته ، [ بعد به ] منزل برگشتم ، ناهار صرف نموده [ و ] خوابيدم . عصر ، فراش « پوست » ، كاغذهاى خطّ « همدان » را آورد .
هامش
( 1 ) . لقب ديگر محمد حسن خان اعتماد السلطنه .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 252 | هارون وهومن