چهارشنبه ، 26 رمضان [ 1313 ه . ق . ]
در منزل نشسته ، به « روزنامه » روزانهء خود نگاه مىكردم . ديدم چهار پنج روز است [ كه ] چيزى ننوشتهام . اگرچه « خبر » و « واقعهء » تازه [ اى ] هم نبود . هوا ، دو سه روز است [ كه ] خوب شده و آثار « بهار » پيدا است .
ديروز ، مشغول تحريرات پست « همدان » بودم . چاپار « همدان » هم ديروز وارد شد .
من هم از « قرخلر » و « همدان » كاغذ داشتم . از سرما و كثرت بارندگى ، خيلى شكايت كرده بودند .
ديشب در خدمت جناب « ساعد السلطنه امير » به خانهء « آقا ميرزا سيد تقى خان لشكرنويس » رفتم . قليانى « 1 » كشيده ، مراجعت شد .
جمعه ، پنجم شوال 1313 [ ه . ق . ]
« عيد نوروز » و اول سال « قوىئيل » تركى ، در « تهران » ، باران و برف سختى افتاد .
جناب اجل « ساعد السلطنه » به سلام « اعلىحضرت همايونى » تشريف بردند و در اتاق موزه عمارت سلطنتى ، سلام « تحويل سال » منعقد شده بود .
به واسطهء كثرت باران و برف ، عيد مردم ضايع گرديد .
جناب « ساعد السلطنه » ، لباس سلام امير تومانى طرح جديد نداشتند . حضرت و الا « اميركبير » ، « 2 » لباس خودشان را فرستادند . جناب « ساعد السلطنه » پوشيده ، به سلام رفتند و برگشتند .
شنبه ، ششم شوال [ 1313 ه . ق . ]
تا عصر [ در ] منزل بودم . بعد ، به گرمابه رفته ، و از آنجا به منزل سركار آقاى « ميرزا عبد الخالق خان وزير » رفت .
چند نفر براى عيد ديدنى [ به ] آنجا آمدند . اشخاصى را كه شناختم ، جناب « حاجى ميرزا مهدى اصفهانى » ، داماد جناب « صدر ديوان « 3 » » آنجا بود . و « حسين قلى ميرزا » پسر « سنجر ميرزاى قزوينى » .
هامش
اعظم بود . در كابينهء حسين قلى خان نظام السلطنه ما فى وزير تجارت بود . در 1302 ه . ق . ملقب به « آجودان مخصوص » و در 1315 ه . ق . متصدى پستخانه شد . در 1314 ه . ق . ملقب به وزير همايون گرديده و به « قائممقام » هم شهرت داشت . در سن 54 سالگى در 1336 ه . ق . درگذشت . ( شرح حال رجال ايران ، 4 / 172 - 175 ؛ المآثر و الآثار ، 312 ) .
( 1 ) . در اصل : غليانى
( 2 ) . لقب كامران ميرزا ، فرزند ناصر الدين شاه قاجار ( 1272 - 1307 ه . ش . ) ، ملقب به نايب السلطنه ( صدر التواريخ ، 264 ) .
( 3 ) . در اصل : ديوا