تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
سال بود كه خدمتشان مشرف نشده بودم . شب را هم در « درّوس » ماندم . در باغ « دروس » ، عمارت قشنگى به طرح فرنگى ساخته‌اند و اغلب اوقات را در آن‌جا سكنا داشته و از حشر با مردم خود را كنار كشيده ، زندگى و گذران راحت و پاكيزه [ اى ] دارند . آقاى « نصرت الله خان » ، پسر كوچك‌شان ، ما شاء الله بزرگ شده ، راه مىرود و حرف مىزند .

پنج‌شنبه ، 13 رمضان [ 1313 ه . ق . ]

ديروز ، از 4 [ ساعت ] به غروب مانده ، باران شروع [ به ] باريدن كرده ، بعد مبدل به برف شد . شب هم تا ساعت 6 ، برف آمد ؛ و برف خيلى سنگين در « تهران » افتاد ، و هوا هم سرد و زمستان شد . حالا ، 22 روز به « عيد نوروز » مانده [ است ] . افتادن « برف سنگين » در اين موسم ، اسباب « حيرت عمومى » گرديد .

شنبه 15 [ رمضان 1313 ه . ق . ]

امروز صبح ، اهل منزل ، به واسطهء تغيير دادن منزل ، همه بدخواب شده ، لابد بيدار گرديده [ و ] بناى « كوچ » و « اسباب‌كشى » گذاشته شد . از خيابان « علاء الدوله » و خانهء مرحوم « سيف السلطنه » نقل به خيابان « لاله‌زار » كرديم . در اين خانه « حاجى على قلى خان بختيارى » « 1 » مىنشست و آن خانهء « سيف السلطنه » را كه جناب اجل « ساعد السلطنه » منزل داشت ، خريده ، [ به ] آن‌جا رفت . خلاصه ، جناب « ساعد السلطنه » به جاى « حاجى على قلى خان » و « حاجى على قلى خان » به جاى « ساعد السلطنه » رفت . ان شاء الله بر هر دو مبارك است . خبر ولادت پسر سركار امير الامراء « احتشام الدوله » ، از عليّه عاليه « قمر السلطنه » در « كردستان » به اين‌جا رسيد . ان شاء الله مقدمش مبارك است .

يك‌شنبه ، 16 [ رمضان 1313 ه . ق . ]

نزديك غروب ، در خدمت جناب اجل « ساعد السلطنه » ، به منزل « حاجى مشير لشكر » رفتيم ؛ و از آن‌جا به اتفاق ، به منزل سركار آقاى « امين الرعاياى همدان » به افطار موعود
هامش
ناظم الدوله ، مقالاتى را در ضديت با دولت ايران براى روزنامه‌ها مىنوشت . در سال 1309 ه . ق . به ايران بازگشت و مورد عفو شاه قرار گرفت و لقب ناصر السلطنه به اضافهء تيولى از بلوكات شيراز به وى واگذار گرديد . به عبد الحسين خان كفرى هم معروف بوده است ( شرح حال رجال ايران ، 2 / 244 - 247 ) . ( 1 ) . حاج على قلى خان بختيارى فرزند حسين قلى خان ايلخانى ، معروف به سردار اسعد دوم ( 1274 - 1336 ه . ق . ) .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 242 | هارون وهومن