« ميرزا جواد خان سرهنگ » ، هر سه رفتيم در « دليجان » نشستيم . تكان « دليجان » يا « گارى » را نمىتوانم بيان كنم ، كه چهقدر صدمه زد .
در ساعت 6 از شب گذشته ، با كمال « خستگى » [ و ] سرماخورده ، وارد « قلعه محمد على خان » شديم . از « كشكنصرت » به اين منزل ، 4 فرسخ مسافت [ است ] و راهش « پست » و « بلند » و « ناهموار » است .
شب را در اين منزل صبح كردم . يك نفر فرنگى [ و ] ناظم پستخانههاى عرض راه ، در اينجا ملاقات شد .
صبح دوشنبه ، 25 [ شعبان 1313 ه . ق . ]
از « قلعهء محمد على خان » « 1 » روانه شده ، به « حسنآباد » آمديم . 5 فرسخ مسافت را در 2 ساعت و نيم با درشكهء چاپارى طى كرديم . سوروكچى و اسبهاى اين منزل بد نبود .
از « حسنآباد » به « كهريزك » ، ده جناب « امين الدوله » وارد شده ، در « كهريزك » بناى « كارخانهء قندسازى » مفصلى ، فرنگىها گذاشته و بيشتر كار بنايى هم ساخته شده بود .
از « كهريزك » هم بعد از يك ساعت مكث ، راه افتاده ، به « حضرت شاهزاده عبد العظيم » واجب التكريم آمديم .
2 فرسخ مسافت ، در يك ساعت طى شد .
« نادعلى خان » اخوى ، با باروبنه جناب اجل « امير ساعد السلطنه » - دام ظله - 2 ساعت قبل از ورود ما وارد شده بودند . بالفعل ، در « حضرت عبد العظيم » هستيم . حالت من به واسطهء « سرماخوردگى » ديشب خوش نيست و كسلم .
امروز هم باد خيلى سردى مىوزيد و خيلى صدمه زد .
سهشنبه ، 26 [ شعبان 1313 ه . ق . ]
در « حضرت عبد العظيم » متوقف [ بوده ] و مشغول تحريرات « پسته » هستم .
سركار آقاى « امين الرعايا » و « ميرزا ابو الحسن خان سرتيپ » و « آقا ميرزا تقى » ، برادرهاى آقاى « امين الرعايا » ، از « تهران » خدمت جناب اجل « امير » آمدند .
از ملاقات ايشان خيلى مسرور شدم ، به خصوص پاكتى كه آقاى « امين الرعايا » از برادر مكرم « محمد حسن خان سرهنگ » اخوى دارد ، كه از « همدان » خبرهاى خوش و گذشتن
هامش
( 1 ) . قلعه محمد على خان ، روستايى است از توابع بخش فشاپويه شهرستان رى ، كنار راه تهران - قم ، در 25 كيلومترى جنوب غربى حسنآباد .