مختصر غذائى در « منظريّه » صرف شد .
اسب درشكه را عوض كردند ، و از اسبهاى « منظريّه » بستند . بسكه حيوانها « لاغر » و « مفلوك » بودند ، هرچه « سوروكچى » « 1 » به اسبها شلاق زد و فحش داد ، فايده نبخشيد .
بعد از 2 ساعت معطلى ، از آنجا روانه شديم ؛ و مقدارى از راه را پياده طى كرديم . واقعا وضع « چاپارخانه » از فلاكت اسبها و اندراس « 2 » اسباب آنها ، « ديدنى » و « تماشائى » است .
خلاصه ، يك ساعت از شب دوشنبه ، 25 شعبان [ 1313 ه . ق . ] گذشته ، با حال خسته ، وارد « كشكنصرت » « 3 » شديم . از « منظريّه » به « كشكنصرت » 5 فرسخ است .
در عرض راه « منظريّه » و « كشكنصرت » ، « باقرآباد » هست ، كه « باقر خان . درياى سعد السلطنه « 4 » » ساخته خوبى [ است ] تازهء « ساوج » « 5 » هم در حين عبور ديده شد .
درياچهء شده است . از « كشكنصرت » ، صفاى درياچه خيلى شكوه دارد و منظر خوبى است .
در « كشكنصرت » هم « مهمانخانه » بود ، ولى هيچچيز در آنجا يافت نشد . بهقدر نيم ساعت در آنجا به جهت عوض كردن اسب ، معطل شديم .
يك ساعت از شب گذشته ، باد بسيار تند و سردى مىوزيد . به علت مفلوكى اسبها و ناشى بودن سوروكچى ، كالسكه از حركت ماند .
مختصر ، شب « تاريك » ، هوا « سرد » ، درشكه و اسبابش « مندرس » ؛ اسبها « مفلوك » ؛ سوروكچى « ناشى » ؛ با اين حال ، معلوم است [ كه ] به ماها چه گذشته [ است ] .
در اين بين ، از حسن اتفاق « دليجان پوسته » رسيد . جناب اجل « امير » و بنده و
هامش
( 1 ) . سوروكچى( Surukchi )، سورچى ، درشكهچى ، كسى كه گارى و درشكه و دليجان را مىراند .
( 2 ) . اندراس( enderas )، كهنگى .
( 3 ) . كوشك نصرت امروزى .
( 4 ) . آقا باقر سعد السلطنه ، فرزند آقا اسماعيل ، دايى ميرزا على اصغر امين السلطان ، ابتدا در خدمت آقا ابراهيم امين السلطان آشپزى مىكرد و همين شغل موجب شد كه در اولين سفر ناصر الدين شاه به اروپا در سال 1290 ه . ق . در كنار وى مىباشد . اولين بار امتياز ساخت راه شوسهء تهران - قزوين در 1296 ه . ق . به وى واگذار شد . در 1310 ه . ق . به حكومت قزوين همراه با لقب امير تومانى و در 1325 ه . ق . به حكومت زنجان منصوب گشت . در سال 1325 ه . ق . يا 1328 ه . ق . درگذشت . ( رجال عصر مشروطيت ، 61 - 62 ؛ شرح حال رجال ايران ، 1 / 181 - 184 ) .
( 5 ) . امروزه به آن درياچه حوض سلطان مىگويند .