مىگذاشتهاند و در اين جزيره يك ميوه عمل مىآيد [ كه ] مثل « انگور » سياه [ و ] اسمش « كرنت » است و طعمش ميخوش ترش است .
انشاء الله 8 روز ديگر به « ليورپول » خواهيم رسيد ، كه « خليج انگلستان » است .
پنجشنبه ، 15 ذى قعده [ 1315 ه . ق . ]
و هفتم « آپريل » 1898 [ مسيحى ] . الحمد للّه دريا ، امروز « آرام » و هوا هم « خوش » شده [ است ] . از ديروز ، جزاير و سواحل « افريقا » زياد ديده شد . بعد ، كوههاى متعلق به « الجزيره » ، متصل ديده مىشد . [ در ] بعضى از كوهها « سبزه » و « درخت » هم ديده مىشد . فردا ، انشاء اللّه به شهر « الجزيره » مىرسيم .
جمعه ، 16 ذى قعده [ 1315 ه . ق . ]
مطابق هشتم « آپريل » 1898 [ مسيحى ] . قبل از طلوع فجر ، كشتى در بندر و شهر « الجزيره » لنگر انداخت ، كه « آذوقه » - از آب خوردنى و چيزهاى خوراكى و ذغال - بگيرد .
شهر « الجزيره » ، شهر بسيار قشنگ و در سينهء تپه مطولى واقع شده [ و ] پراز « سبزه » و « درخت » [ است ] . عمارات خوب به سليقه و وضع « فرانسه » ساختهاند . پشتبامها را سبزهء دستى كاشتهاند . جاى باروح و صفائى است . از قرارى كه گفتند خوشآب و هوا جائى است و از متصرفات « فرانسه » است ، كه به غلبه مسخر كردهاند . اهلش « عرب » هستند و در تحت اقتدار دولت « فرانسه » .
دكترى با يك نفر مأمور ديگر نزديك كشتى ما آمدند . از « بلم » پياده نشدند . تمام مسافرين و عملجات كشتى را ديد و شماره كردند و گفتند احدى مرخص نيست از اهل كشتى به كنار بيايد . هركس ، هرچه لازم داشته باشد ، آدم مخصوص حاضر است ، به او فرمايش بدهند ، از شهر بياورد و همين كار را كردند .
آب و آذوقه خوراكى [ و ] همهچيز آوردند . آب خوراكى را با « بلم » بزرگ بخارى آورده ، بعد ، لولهء كملاستيك از آن « بلم » به اين كشتى متصل كردند . آب به قوهء بخار ، خودبهخود ، از پايين به بالا جارى و به آبانبار اين كشتى ريخته مىشد . اندازهء آب را هم چوب بلندى [ كه ] نمره داشت ، آن را از سوراخ سقف « منبع آب » فرومىكرد
هامش
فدراتيو روسيه مىباشد . در سال 1994 م . تنها 000 ، 116 ، 25 نفر در آن زندگى مىكردهاند و سرزمينى يخبندان به شمار مىآيد و زندانيان سياسى در سختترين شرايط و با تحمل شكنجههاى روحى و جسمى و حتى طبيعى و غير انسانى ، وحشيانه در زندانهاى مخوف آن جان مىسپردند .