تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
يك دقيقه بيكار نمىمانند . خوراك‌شان با « كمپانى » [ است ] و ماهى ، نفرى از 12 « روپيه » تا 3 « ليره انگليسى » مواجب دارند . « كپيتان » ماهى 20 « ليره » مواجب مىگيرد . كرايهء محصولات اين كشتى ، هردفعه كه سفر مىكند ، 6000 « ليرهء انگليس » است .

يك‌شنبه ، 11 ذى قعده [ 1315 ه . ق . ]

و سيم « آپريل » 1989 [ مسيحى ] . بعد از ظهر است . باد خيلى شديدى برخاسته ، « 1 » « تلاطم » و « انقلاب » دريا چندين درجه شديدتر گرديده [ است ] . موج‌هاى بزرگ ، مثل كوه ، كشتى را بالا مىبرد و پايين مىآورد . اين « انقلاب » دريا ، خالى از صفا نيست ، ولى خداوند تفضل كند كه بىخطر باشد . جناب « ساعد السلطنه » ، الحمد للّه باك‌شان نيست . حالشان خوب است ، ولى « احمد خان سلطان » ، از ديروز باز حالش به هم خورد [ و ] خوابيده [ است ] . غذا هم هيچ نمىتواند بخورد . هرچه مىخورد ، قى مىكند . نمىدانم تا كى اين « انقلاب » و « توفان » دريا طول خواهد كشيد .

دوشنبه ، 12 ذى قعده [ 1315 ه . ق . ]

ديشب به واسطهء انقلاب دريا و اضطراب كشتى ، خواب راحت نشد . امروز ، تلاطم دريا 50 مرتبه بيشتر و شديدتر از ديروز و پريروز شده [ است ] . حقيقتا امواج دريا ، مثل كوهها ، كه قله آنها [ را ] برف گرفته باشد ، از كف دريا سفيد شده ، سلسله‌وار ، پيوسته به هم ، يك‌دفعه به كشتى حمله آورده ، عرضهء كشتى زير لطمات امواج دريا مىماند . در اتاق ، سر ميز ، مشغول غذا خوردن بوديم ، كه يك مرتبه از دريچه‌ها ديديم [ كه ] سقف اتاق ، زير موج دريا ماند . خداوند خيلى تفضل فرمود . آب كه از يك طرف آمد ، از طرف ديگر به دريا ريخت . در اين هنگامهء خطرناك ، جناب آقاى « ساعد السلطنه » ميل‌شان كشيده كه متصل به عرشهء كشتى به تماشا بروند و آرام ننشينند . به يك ساعت ، دو ساعت تماشا [ هم ] قناعت ندارند ؛ و حال اين‌كه با اين امواج و انقلاب دريا و تند بودن باد ، در عرشهء كشتى راه رفتن ، خالى از خطر نيست . خداوند متعال ، انشاء الله تفضل فرموده ، همهء ماها و مسافرين درياها را از اين
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 135 | هارون وهومن