ساعت 5 / 11 وارد لوزان شديم . يحيى خان تلگراف كرده بود [ و ] حسنعلى خان به گار آمده بود .
پياده شديم . او را ديديم . با يكديگر روانه شده ، اتومبيل گرفته ، وارد هتل روايّال اوشى لوزان شديم . آدم هتل آمده ، ما را برد به اتاقى كه بايد منزل كنيم .
اتاق خوبى است ، با حمام [ و ] رو به درياچه ، ولى گران است .
چمدان و غيره را آورده ، مشغول تهيهء خواب شديم .
يكشنبه ، 28 ژوييه 1912 م . ؛ 13 شعبان [ 1329 ه . ق . ]
امروز بعد از ظهر مىروم اويان [ تا ] تقى را ببينم . چون كشتى [ ساعت ] دو بعد از ظهر حركت مىكند ، نهار را كه خوردم ، زود حاضر شدم و با يحيى خان رفتيم . اوشى « 1 » كشتى حاضر بود ، سوار شديم . راه افتاد .
بعد از نيم ساعت ، رسيد به اويان .
پياده شده ، رفتيم به هتل تقى [ كه ] بالاى تپه است . بايد با فونى كولر « 2 » رفت . تا آنجا پياده رفته ، فونى كولر گرفته ، جلو هتل پياده شديم . رفتيم توى هتل ، اتاقش را پرسيديم .
توى اتاقش بود . از ديدنش بىاندازه خوشوقت شده ، [ او را ] بغل كرده ، بوسيدم .
احوالش را پرسيدم . گفت : قدرى بهتر است . ادرارش را ديدم . كمى خون دارد ، الحمد للّه « 3 » خيلى نيست ، ولى خودش قدرى لاغرتر از سابق به نظرم آمد .
هتلى كه منزل كرده ، خيلى جاى قشنگى است . بالاى تپه و آخرين هتل اويان است . در بلندى چشمانداز بسيار خوبى از سبزه و درخت و درياچه دارد . خيلى خوب جايى است .
باغ خيلى بزرگ هم دارد . اگرچه تمام تپه باغ او حساب مىشود ، ولى باغ مخصوص خودش هم خيلى بزرگ است .
از اتاق بيرون آمده ، توى باغ نشستيم .
بعد از يكى دو ساعت ، چاى خواستيم . نزديك ساعت حركت كشتى بود . قدرى توى باغ گردش كردم . بناى رفتن شد . با تقى خداحافظى كرده ، آمديم كنار درياچه .
هامش
( 1 ) . اوشى( ouchy )، منطقهاى است توريستى در كنار درياچه لمان در شهر لوزان سوئيس .
( 2 ) . فونى كولر( Funni cular )، بندى ، كشيدنى ، بابند ، متكى بر كشش طناب يا كابل ، راهآهن متكى به سيم نقاله ، تلهكابين .
( 3 ) . در اصل : الحمد و للّه