نصفشب بود . ما در خانهء خودمان پياده شده ، مادام و مادموازل با اتومبيل رفتند به خانهء خودشان .
امشب خيلى تماشا داشته ، فوارهها را باز كرده و روشنى رنگين به آنها انداخته ، دور درياچه كوچك و جلو او آتشبازى مفصلى بود ، ولى افسوس كه ما هيچ نديديم .
دوشنبه ، 22 ژوييه [ 1912 م . ] و 7 شعبان [ 1329 ه . ق . ]
امروز از تقى تلگراف آمد كه حكيم گفته حركت براى او خوب نيست و ما به زودى به سوييس مىرويم . پاريس هم گرم است . گاهى باران مىبارد . سه چهار روز خوب و خنك مىشود ، ولى دوباره كه آفتاب مىشود ، گرما شدت مىكند .
اگرچه هرگز به گرمى تهران نيست ، ولى چون خانههايش هوا و فضا ندارد ، هوا خفه و گرماى حبس بدى دارد . پنجرهء اتاق را دو سه شب بيشتر باز نگذاشتهايم ، يعنى سرد نيست ، ولى چون صدا خيلى هست ، پنجره را باز بگذارم ، خوابم نمىبرد . به آن جهت مىبندم و گرما هم چندان اذيتى ندارد . با بستن پنجره ممكن است سر برد .
سهشنبه ، 23 [ ژوييه ] 1912 م . و 8 شعبان [ 1329 ه . ق . ]
چهارشنبه ، 24 [ ژوييه ] 1912 م . و 9 [ شعبان 1329 ه . ق . ] « 1 »
پنجشنبه ، 25 [ ژوييه 1912 م . ] و 10 [ شعبان 1329 ه . ق . ]
امروز حسنعلى خان و جناب ضياء الملك رفتند به سوييس . ضياء الملك خيال دارد چندى در اويان بماند .
جمعه ، 26 [ ژوييه 1912 م . ] ، 11 [ شعبان 1329 ه . ق . ]
فردا ما مىرويم به سوييس . يحيى خان امروز رفته بليت راه گرفته ، من هم اسبابهايم را جمع كرده ، به كلفت اتاق گفتم حاضر بشود . رفت ، خواهرى دارد او را ببيند و يك صندوق كوچكى دارد ، بياورد كه همراه من بيايد به سوييس .
روز شنبه ، 27 ژوييه [ 1912 م . ] و 12 شعبان [ 1329 ه . ق . ]
امروز صبح زودتر برخاسته ، « 2 » هرچه بقيهء اسبابها بود ، جمع كرده ، خبر كرده برويم ، كه آدم آژانس بيايد اسبابهاى خانه را « انوانلتر » « 3 » بكند .
هامش
( 1 ) . ظاهرا در اين دو روز هيچ اتفاقى نيفتاده است .
( 2 ) . در اصل : برخواسته
( 3 ) . ظاهراannulaterاست ، كه در اصلannulationبوده ، بهمعناى فسخ يا ابطال قرارداد .