كشتى حاضر بود .
سوار شده ، وقتى رسيديم به هتل ، ساعت 8 بود .
دوشنبه ، 29 ژوييه [ 1912 م . ] و 14 شعبان [ 1329 ه . ق . ]
امروز در هتل ماندم و قدرى در اوشى گردش كردم .
بعد از ظهر با يحيى خان رفتم اويان .
تقى را ديدم و از آنجا رفتيم به تنن ، « 1 » چون حكيم به من گفته آب بخورم و هتلى را آدرس داده [ است ] .
رسيديم به تنن گار ، كه كالسكه و اتومبيل ، هيچچيز نيست . از مردم هتل [ آدرس ] را پرسيديم ، راهى را نشان دادند . قريب [ به ] يك ساعت راه سربالايى [ را ] پياده رفته ، بالاخره خسته و خراب رسيديم .
هتل بزرگى است در بلندى مشرف به درياچه واقع [ مىباشد ] . طرف پشت او هم تپههاى سبز و باغ بزرگى دارد . خيلى باصفا و خوب است . گران هم نيست ، ولى خلوت است .
رفتيم بالا . اتاقهايش را ديديم ، و بعد پايين آمده ، در توى باغ چاى خورديم .
وقت برگشتن از هتل ، اتومبيل آوردند سوار شده ، رفتيم به گار ، ترن گرفته ، روانه اويان شديم . از اويان كشتى گرفته ، به لوزان آمديم .
سهشنبه ، 30 ژوييه [ 1912 م . ] و 15 شعبان [ 1329 ه . ق . ]
امروز مىرويم اويان .
يحيى خان صبح رفته بود اويان . من با كلفت بعد از ظهر در اوشى كشتى گرفته ، روانه شديم . ساعت سه رسيديم . با « فونى كولر » بالا رفته ، جلو هتل تقى ، كه هرميتاژ است ، پياده شده ، ديدم يحيى خان هم رسيد . [ او ] صبح رفته بود [ به ] هتل جناب ضياء الملك ، كه پايينتر و هتل اسپلانديد است ، نهار را آنجا خورده و حالا آمده بود بالا .
با يكديگر رفتيم توى هتل داخل شده ، تقى را پيدا كرده ، احوالش همانطورها است . از دواهايى كه هميشه استعمال مىكردند ، كرده ، ولى فايده نبخشيده « 2 »
هامش
( 1 ) . تنن ، كه در اصلThonon - Les - bainsخوانده مىشود ، شهرى است در جنوب درياچه ژنو ، با مناظر طبيعى بديع و پلاژهاى متعدد و تفريحگاههايى كه هر ساله هزاران نفر را به خود جلب مىكند .
( 2 ) . در اصل : نهبخشيده