تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
نگاه‌دار !

يوم چهارشنبه ، بيست [ و ] هفتم [ جمادى الاخر ]

يك ساعت از روز برآمده ، « آقا خان سرتيپ » به ديدن اين خانه‌زاد آمده ، قهوه و شيرينى صرف نموده ، مراسم دعا و ثنا و ستايش اعلىحضرت شهريارى را به عمل آورديم . بعد از آن ، به خدمت « نواب شاهزاده » مشرف شده ، و « وزير » را هم در خدمت نواب معظم اليه ملاقات كرده ؛ پس از ساعتى به گشت عمارات شاه عباس و نادر - انار الله برهانهما « 1 » - رفتم . عمله و فعلهء زياد ، مشغول بنائى و نجارى بودند . در اين اثنا ، « وزير » بره [ اى ] به رسم تعارف بفرستاد . و از آن‌جا به بازديد « سرتيپ » رفتم . « محمد حسن خان » هم در آن‌جا بود . پس از ساعتى جلوس ، مراتب دعاگويى اين دولت ابد مأنوس را به‌جا آورده ، و صرف قهوه و چاى كرده ، برخاستم « 2 » و به كلبهء خود رفتم . پس از اداى نماز و صرف شام ، ارباب طرب آمده ، دقيقه [ اى ] چند مشغول تغنيه « 3 » شده ، تعارف گرفته ، رجعت‌كنان دعاى ابود و خلود عمر و دولت جاويد مدت مىنمودند .

يوم پنج‌شنبه ، بيست [ و ] هشتم جمادى الاخر

صبحى « بره » به جهت « نايب الصدر » تعارف كرده ، احوال‌پرسى از او نمودم ، و سوار شده ، به خانهء « حاجى سيد محمد تقى » رفتم و لولهء 1000 قل هو اللّهى در آن‌جا به 5 هزار خريده ، برخاستم « 4 » و به ديدن « احمد خان » رفته ، و شيرينى و چاى صرف شد . و از راه بازار به خانه آمده ، در شب « على تارزن » آمده ، قدرى تار بنواخت . پس از آن ، مراسم دعا و ثنا به‌جا آورده ، بخفتيم .

يوم جمعه ، بيست [ و ] نهم جمادى الاخر

اندكى از روز برآمده ، به خانهء « مشهدى رجب فراش خلوت « 5 » » رفتم و آن‌روز را در آن جا موعود بودم . فراش‌باشى « شاهزاده » آمده ، 200 تومان پول آورد . من قبول نكردم . آخر الامر
هامش
( 1 ) . جمله فعلى دعايى ، به‌معناى خداى حجت وى را بر زبان آنان نهد . ( فرهنگ فارسى معين ، 4 / 3673 ) ( 2 ) . در اصل : برخواستم ( 3 ) . آواز يا سرود خواندن . ( 4 ) . در اصل : برخواستم ( 5 ) . فراش خلوت در عصر قاجار به فراش مخصوصى خلوت‌خانه و حرمسراى شاه اطلاق مىشد .