تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
خانم‌ها ، همه تشريف داشتند [ و ] در سر سفره جمع بودند . غذا خورديم و شكر نعمت حق‌تعالى را به جاى آورده ، عصر هم حضرت آقاى وزير دربار و آقاى « فخر الممالك » و ساير آقايان تشريف آوردند . با نهايت خوشى روز را به‌سر برده ، شب هم آقايان روضه‌خوان‌ها تشريف آورده ، روضهء مفصلى خوانده ، شكر عنايت « حضرت سيد الشهداء » - ارواحنا فداه - را به جا آورده ، ساعت 5 / 4 خوابيديم . آقاى « صدر الاشراف » هم تشريف آوردند .

روز چهارشنبه ، هيجدهم [ جمادى الاول 1330 ه . ق . ]

صبح به حمام رفتم . به حمد الله تعالى ، امروز حالتم خيلى بهتر است و حمام هم خيلى لازم بود . كيسهء مفصلى كرده ، قدرى از خستگى بيرون آمده ، غذا « آش آلو » خوردم . و حالتم خيلى از آن خستگىها و كسالت‌ها بيرون آمد . از حمام آمدم . جماعتى از دوستان تشريف آورده بودند . خدمت همه مشرف شده ، غذائى خورده ، خوابى كرده ، آقايان « اسلحه‌دارباشى » و « شاهزاده حشمت السلطان » تشريف آوردند . روز را به شب رسانيده ؛ شب ، آقاى « ساعد السلطان » آمد . ساعت 4 غذائى خورده ، خوابيدم .

روز پنج‌شنبه ، نوزدهم [ جمادى الاول 1330 ه . ق . ]

صبح از خواب برخاسته « 1 » ، لباس پوشيد [ ه ] ، بيرون رفتم . جمعى از آقايان تشريف آوردند . ظهر [ در ] اندرون غذا خورده ، خانم‌ها ، آقاها [ و ] بچ [ ه ] ها جمع بودند . به سلامت وجود همگى شكر نعمت الهى را به جاى آورده ، عصر هم باز جماعتى از دوستان و آقايان تشريف آورده بودند . خدمت آقايان رسيده ، اول غروب برخاسته « 2 » ، نماز خوانده ، ساعت 4 غذا خورده ، خوابيديم .

روز جمعه ، بيستم [ جمادى الاول 1330 ه . ق . ]

سحر برخاسته « 3 » ، نماز خوانده ، ساعت 3 از دسته [ گذشته ] ، به حمام رفته ، غسل جمعى كرده ، به منزل آمده ، « 4 » « معاون التجار حاجى ميرزا محمد خان » آمده بودند . به قدر نيم ساعت به ظهر مانده ، رفتم به خانهء « قوام السلطنه » ، تلگراف‌خانه تشريف
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته ( 2 ) . در اصل : برخواسته ( 3 ) . در اصل : برخواسته ( 4 ) . در اصل : آمد
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 545 | هارون وهومن