برده بودند . قدرى با آقاى « مترجم الملك » صحبت كرده ، نيم ساعت از ظهر گذشته ، به منزل مراجعت نموده ، غذا خورده ، قدرى خوابيده ، نماز خواندم .
آقاى « حاجى صدق الملك » تشريف آوردند . اول غروب ، آقايان تشريف برده ، رفتم اندرون ، مشغول نماز شده ، امشب بچ [ ه ] ها به خان [ ه ] هاى خودشان رفتهاند . شام بسيار خوبى صرف كرده ، خوابيدم .
روز شنبه ، بيست و يكم [ جمادى الاول 1330 ه . ق . ]
از خواب برخاسته « 1 » ، نماز خوانده ، جمعى از آقايان تشريف آورده ، خدمتشان رسيده ، تا ظهر منزل بودم . عصر رفتم خانهء « حاجى ملك الكتاب » ، از ايشان ملاقات كردم .
پسرشان « ميرزا احمد خان محتشم الوزاره » « 2 » از « فرنگ » آمده بود . قدرى صحبت كرده ، پاره [ اى ] تحريرات راجع به سياسى امور كرده بودند . خواندند ، شنيدم . نيم ساعت از شب گذشته ، به منزل آمدم .
« آقا شيخ حسين » تشريف آوردند . روضه خوانده ، بعد نماز خواندم . شب را [ در ] منزل « اعتضاد ديوان » غذا خوردم . همهء بچ [ ه ] ها آنجا جمع بودند . خيلىخيلى خوش گذشت .
آخر شب ، « اعتضاد ديوان » ، يك دوات طلا و يك قلم و يك آب دواتكن طلا ، به عنوان سوغات فارس فرستاده بود .
روز يكشنبه ، بيست و دوم [ جمادى الاول 1330 ه . ق . ]
امروز ، حالم چندان خوش نيست ، ليكن به واسطهء قوت خيال ملاقات بچ [ ه ] ها [ را دارم ] اگر 100 درجه كسلتر باشم .
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته
( 2 ) . احمد خان ملك ساسانى ، فرزند ميرزا محمد حسين ملك الكتاب فراهانى ، در سال 1260 ه . ش . زاده شد .
در سال 1320 ه . ق . لقب محتشم السلطان را دريافت نمود و در 1324 ه . ق . براى تكميل تحصيلات به سوئيس رفت . در سال 1330 ه . ق . به تهران بازگشت و معلم و پيشخدمت شاه شد . در 1333 ه . ق . پيشكار دارايى يزد و در 1337 ه . ق . مستشار سفارت ايران در استانبول گرديد . به محتشم الوزاره هم مشهور است .
( شرححال رجال ايران ، 5 / 22 ) .