7 ليره از « آقا سيد حسين آقا » گرفتم [ و ] قدرى [ از ] قروضى كه داشتم ، دادم .
روز چهارشنبه ، دوازدهم [ محرم 1330 ه . ق . ]
ساعت 11 برخاسته « 1 » ، محتاج به حمام بودم . رفتم حمام قبله . بسيار كثيف بود .
لباس عوض هم نداشتم . به هرصورت ، خود را شستوشوئى كرده ، نيم ساعت از دسته [ گذشته ] ، بيرون آمده ، به « حرم مطهر » مشرف شده ، نماز خوانده ، يك ساعت و نيم از دسته گذشته ، به منزل آمدم .
چاى خورده ، اصلاح ريشى نموده ، روانهء بازار شدم . قدرى اسباب لازم بود ، خريدم .
قبل از ظهر به « حرم حضرت ابا الفضل » مشرف شده ، براى نماز ظهر به « حرم مطهر » آمده ، ساعت 4 به غروب [ مانده ] ، منزل آمده ، غذائى خورده ، ساعت 5 / 2 به غروب [ مانده ] ، روانه « وادى » شديم ، كه هم استقبالى به عمل آمده باشد و هم فاتحه « اهل قبور » خوانده باشيم .
خلاصه ، آقايان « نجف » با 3 بيرق وارد شدند . جمعيت كربلائىها ، زن و مرد بسيارى در خيابانها تا نزديك « وادى » ، [ در ] دو طرف ايستاده بودند . همهجا رفتيم .
اول يك « سيد ريشقرمزى » بر قاطر سرپايى سوار ، ده دوازده نفر الاغسوار و قاطرسوار همراه آنها بودند و يك بيرق مربع سفيدى در دنبال آقا مىكشيدند .
مىگفتند سيد شاه عبد العظيمى است .
دسته دوم ، چند « پالكى » و چندين « كباده » به پسر مرحوم « آخوند » در اين جمع بود . علم سياهى داشتند ، كه روى او بقيه نوشته بودند . درست نتوانستم بخوانم . اين جمع هم نزديك به 100 نفر بودند .
جمعيت سوم ، كه داراى علم ايران بودند ، با شير و خورشيد ، تختى همراه داشتند كه « آقا شيخ عبد الله » و « شريعت اصفهانى » در آن بودند ، آمدند . هيئت علميه كربلا ، و « آقا شيخ حسين » و « آقا شيخ على » و « حيدر » و سايرين باشند ، تا نزديك « سرايه » به استقبال آمده بودند .
پسر « آخوند » و سايرين - غير از « آقا شيخ عبد الله » - پياده شده ، يكديگر را ملاقات كرده ، ترحيب گفته ، روانه شدند ، تا به خانهء « آقا شيخ حسين » رسيدند . بنده هم از عقب پياده آمده ، به خانهء « آقا شيخ حسين » رسيده ، ملاقاتى از « آيت اللهزاده » نموده ، نزديك غروب به منزل آمده ، تجديد وضويى كرده ، به « حرم » رفتم .
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته