سيد قاسم » ، تماشاى دستجاب را نموده ؛ ساعت 6 مراجعت كرده ، ساعت 7 خوابيدم .
امشب ، 2 دسته مختصر نزاعى باهم كردند ؛ ليكن پليس خيلى زود جلوگيرى كرد [ و ] به جاى بد منتهى نشد .
روز يكشنبه ، نهم [ محرم 1330 ه . ق . ] و دوشنبه ، دهم [ محرم 1330 ه . ق . ]
روز « تاسوعا » است .
به ياد دوستان ، قبل از اذان بيدار شده ، به حرم مشرف شده ؛ در حقيقت ، ديشب نخوابيدم . « زيارت ناحيه » و « زيارت عاشورا » را خوانده ، از آنجا يكسر به خانهء يك نفر از سادات شهرستانى ، به روضه رفته ، ساعت 5 از آنجا به خانهء « محمد على كمونه » پسر « شيخ محسن كليددار » رفته ، از آنجا به خانهء « كليددار » رفته ، از آنجا به خانهء « آقازاده » مشرف شده ، ساعت 4 روضه ختم [ شد ] . دستهء تركها آمدند .
روضهخانه « آقازاده » ، امروز تمام شد . « سيد جواد » خلعت گرفت . سايرين [ هم ] خلعت گرفتند .
خلاصه ، تماشاى غريبى كرده ، گريه مفصلى نموده ، ساعت 5 / 3 به خانه آمده ، لقمه غذائى خورده ، نماز كرده ، ديگر به خانهء « آقا ميرزا ابراهيم » نرسيدم . رفتم [ به ] خيمهگاه .
نيم ساعت به غروب [ مانده ] ، به « حرم حضرت ابا الفضل » مشرف شده ، نماز مغرب و عشاء را خوانده ، 2 نفر « روضهخوان » روضهء مفصلى خوانده ، به دلخواه كرده ، از آنجا يك ساعت و نيم از شب [ گذشته ] ، بيرون آمده ، در راه 4 دسته شمع خريده ، به اسم خانم « مفرح السلطنه » و سايرين آورده ، در « حرم حضرت سيد الشهداء » ، در سر « مقبره » روشن كرده ، خودم به روضهء « سيد جواد » حاضر شده ، بعد از ختم روضه ، به « حرم » رفته ، زيارتى كرده ، به منزل آمدم .
دست [ ه ] ها ، همه از جلو منزل ما عبور مىكنند . قدرى تماشاى دست [ ه ] جات را كرده ، ساعت 6 رفتم در رختخواب ، ليكن از شدت گريه و خستگى ، حالت درستى نداشتم .
يكى دو ساعت خوابيده ، ساعت 10 به « حرم » رفتم ، ليكن از كثرت جمعيت نشد به دلخواه زيارت بكنم .
مراجعت كرده ، [ در ] منزل نماز خوانده ، باز به « حرم » رفتم . مختصر جائى به دست آورده ، « زيارت ناحيه » را كاملا خوانده ، نماز خوانده ، قنوت نماز را خوانده ،