تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
شب را جناب « امين التجار » فرستادند كه : « فردا ، اول صبح ، گارى مىفرستم و شما هم بدون ملاحظه سوار شويد . به هرجا گارى مىرود نپرسيد . » اين ضعيف هم به ملاحظهء دوستى سابق و لاحق ، و همسفرى « مكّه معظمه » و حسن‌ظن به ايشان و اعتماد به حضرت منّان قبول امر نموده ، تا چه مقدر فرموده باشد . [ بيت ]
حافظ هرچيز و هركس ، هرمكان * مطلّع او بر ضمير بندگان هم نگهدارندهء ارض و سما * حكم او را يفعل اللّه ما يشاء

سه‌شنبه ، پانزدهم [ ربيع الاول 1306 ه . ق . ]

بعد از اداى فريضه ، برحسب مواعده ، گارى آوردند . سوار شده ، درب سراى جناب « حاجى سيد محمد پيشنماز » رسيده [ و ] بيرون آمدند . به اتفاق رفتيم . به قرب نيم فرسخ زياده ، به باغ و عمارتى رسيدند [ كه ] متعلق به جناب « امين التجار » - دام عزه - است ، و اين سمت دريا را « وال‌كسر » مىنامند [ و ] به لطافت هوا معروف است . و جماعتى از « هنود » در اين نحو منزل دارند و نام بت آنها « وال‌كشنا » است مردهء خود را دفن مىنمايند ، و نام اين طايفه « كوسائى » است . معلوم شد [ كه ] جمعى [ از ] بزرگان و صاحبان ، مهمان عمدة التجار « حاجى محمد حسن نمازى » هستند ، من جمله « نواب اكبر شاه » و جناب جلالت مآب ، « جنارال قونسل » - دام اجلالها - و « معتمد التجار ، حاجى على بهبهانى » و « آقا محمد جعفر اصفهانى » و جمعى ديگر از اعاظم تجار - زيد توفيقاتهم - . بعد از آن‌كه « انجمن احباب » در آن گلشن منعقد گرديد و تعارفات مرسومه از « چاى » و « غليان » در ميان رسيد ، سخن از هرمقوله مىرفت ، تا مطلب در باب تشكيل « مكتب‌خانه عليّه ناصريّه » كشيد . همگى بر صحّت اين كار و علوّ رفعت و بلندى همت سركار كارگزار « 1 » و اسلام‌پرستى ابرار تصديق نمودند ، و قانونى نوشته ، به صحه و امضاء رسيد . به حمد اللّه و المنّه ، اين مجلس [ را ] مىتوان گفت [ كه ] « احسن المجالس » است ، و چنين امرى هم صورت گرفت و از خداوند جلّ شأنه اتمام و انجام و ساير ملزومات را بايد مسئلت نمود ، كه ديگر مانند « سناپور » و « قبور مؤمنين » ، كه چندى زحمت
هامش
( 1 ) . در اصل : كارگذار