تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
مقصودش به اين بيان ، اظهار عقيدهء خود است . از گويندهء اين كلام ، حيرت نمودم . ظريفى ، لطيفه گفت كه : « سگ او معلوم شد [ كه ] بهتر از خود او است . »

يوم شنبه ، پنجم [ ربيع الاول 1306 ه . ق . ]

پاكتى از ادارهء « تلگراف‌خانهء بوشهر » رسيد ، به تاريخ بيست و دوّم شهر صفر ؛ از حالات متعلّقين « شيراز » و « طهران » به « بوشهر » گفته بودند و از آنجا با پست فرستاده‌اند . خداوند ، ان شاء الله همه را سلامت بدارد .

يك‌شنبه ، ششم الى سه‌شنبه ، هشتم [ ربيع الاول 1306 ه . ق . ]

كسالت مزاج ، زايد الوصف است . و امروز را وفات امام يازدهم - صلوات الله عليه - نوشته‌اند ، كه در سنه 265 از هجرت بوده [ است ] و خلافت به امام دوازدهم - روحنا له الفداء - تعلق گرفته و از سنّ مباركش كه سال باسعادتش نيمه شعبان سنه 256 [ ه . ق . ] است ، تقريبا 9 سال گذشته بود ، و غيبت آن بزرگوار را در دهم شوال همان سال [ 265 ه . ق . ] نوشته‌اند ؛ و حال ، غيبت كبرى به قرب 1000 [ سال ] مىرسد . بايد به حضورش عرض كرد : « از دست غيبت تو شكايت [ به ] كجا برند ؟ اللّهمّ انّا نشكوا اليك غيبة وليّنا و كثرة عدوّنا » .

چهارشنبه ، نهم الى دوشنبه ، چهاردهم [ ربيع الاول 1306 ه . ق . ]

ضعف و انقباض و عموم غموم در اين ايّام به حدّى است كه حالت هيچ كار [ ى ] نمانده [ است ] . كتاب « مثنوى معنوى » را بگشودم . چند بيتى كه مناسب حال آمده بود ، نقل مىنمايد :
غم مخور و نان غم‌افزايان مَخَور * ز آن‌كه عاقل غم خورد ، كودك شعر قند شادى ميوهء باغِ غم است * اين فرح زَخم است و آن غَم مرهم است چون‌كه قبضى آيدت اى راهرو * آن صلاح تو است ، آيس دل مشو چون‌كه قبض آمد ، تو روى بسط بين * تازه باش و چين ميفكن بر جبين