تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
نگذارده‌اند . و برادران عالى درجات ، هماره به وجودش افتخار نمايند ، شايد و بايد ، و اگرچه در زمرهء عفايف و پردگيان « 1 » است ، ولى در لوازم بزرگى ، گوى سبقت از غالب امراى عظام ربوده [ است ] . در صفاى عقيدت و آداب طريقت ، « رابعهء ثانى » و تالى او توان خواند ، و « نواب سلطان محمد شاه » را الحق چنين مادرى سزاست ، كه « عيسى » را غير از « مريم » ، مامى نسزد . و با وجود حداثت سنّ ، كه اكنون مرحلهء عمرش ، چون ائمه‌اش به 12 رسيده ، و از اولياى عظام مسئلت مىنمائيم كه بر 10 و 2 صفرى اضافه نمايند . در عموم آداب و رسوم و اصطلاحات علوم ، « ماهر » و « باهر » گرديده ، و به حمد الله در « تذهيب اخلاق » ، بين الاماثل و الاقران « طاق » ، و مانند « پدر » و « جدّ » با اهل « معرفت » الفت و ميثاقى دارند ؛ و از مردمان « بيكار » و « بيعار » هماره بركنارند . در گلشن انجمنش ، هميشه اصحاب حال و اهل كمال مسكن دارند ، و با سرآمد « احباب » و قدوهء « ارباب فضل و آداب » ، عمدة العلماء العاملين ، « ميرزا محمّد حسين جناب گرگانى » - زيد توفيقانه - كه در فنون دانش و بينش بىنظيراند ، [ و ] در مراتب علم مأنوس . و اين هم شايد بزرگى است بر بزرگى قدرش كه : « يعرف المرء من جليسه » . و اقوى دليلى بر علوّ قدر و مرتبت ، و كافىترين برهانى بر « استعداد » و « قابليت » او همين بس ، كه در اين اوقات ، از دربار همايون اعليحضرت « شاهنشاه ناصر الدين شاه » دين‌پناه - خلد الله ملكه و اعزه نصره - به افتخار صدور يك طغرا « فرمان مهر لمعان » ، مورد مرحمت ، و به اعطاى تمثال مبارك مرصّع به الماس اختصاص يافتند و مفتخر گرديدند ، و اين نشان مختص به « امراى عظام » است ؛ و اين دعاگو ، تمثال همايون و فرمان جهان مطاع را زيارت نموده [ است ] . از جملهء محسّنات او ، به‌علاوهء صحه و مهر مبارك همايونى به خط و انشاى مقرب الخاقان « ميرزا رضا قلى خان مستوفى » - دام توفيقاته - بود ، كه الحق در آن شيوه خواجه اختيار را احيا نموده [ است ] ، چنان‌كه در اختيار درويشى خود را احيا فرموده ، و محض خدمت و نصرت به « درويشان » از حضرت « رحمت على شاه » به « منصور على » لقب يافته [ است ] . از خداوند مىخواهيم [ كه ] همواره « موفق » و « مؤيّد » باشند .
هامش
( 1 ) . در اصل : پرده‌كيان