اسمش « رفاعه بن منذر نقيب » بوده و خود را به استوانهء مسجد بست . « حتّى نزل عذره من السّماء » . و از اينسبب ، آن « استوانه » معروف به « ابى لبابه » و « توبه » شده . و محاذات است به « باب توبه » ، كه حاصل متصل به شباك « روضه مقدسه » شده ، آن در توبه و چون به فاصلهء « بيت » و « منبر » ، كه جزو مسجد شده ، رسد ، ملتفت بايد بود ، [ كه ] مىفرمايد : « ما بين بيتى و منبرى روضة من رياض الجنّة » .
و در شرقى مسجد ، خانه و « محلّ قبر حضرتش » نمايان است . نهايت خضوع و خشوع و حضور قلب لازم است .
[ بيت ]
يك چشم زدن غافل از آن ماه نباشيد * شايد كه نگاهى كند ، آگاه نباشيد
تا حقيقت « روضة من رياض الجنّه » بر آن ظاهر گردد ؛ نقل از « اويس قرنى » نمودهاند ، كه : « حجّ و دخل المدينة فلمّا وقف على باب المسجد قيل له هذا قبر النّبى فغشى عليه » .
خلاصه ، مسجد آن حضرت قريب به وسط آن « سور » اتفاق افتاده ؛ و از سلاطين عظام « تعميرات » و « تغييرات » و از « وهّابيان » و « يزيديان » خرابى يافته [ است ] ، و در اين سنه ، كه عشر اول محرم الحرام 1306 هجرى [ قمرى ] است ، توفيق ، رفيق اين ضعيف معصوم شريف گرديده ، آثار و بناى آن مسجد و « روضه متبركه » مشاهده نموده [ است ] .
مجملى مىنويسد بناى حاليه از « سلطان عبد الحميد خان » لباس تجديد پوشيده ، و مبلغ بسيارى مخارج نمودهاند ؛ و الحق بناى ممتاز و آثار بزرگى [ به ] يادگار گذاشته [ است ] .
ابواب مسجد 5 است از « چوب » ، ولى بهطور خاتم ، نشان و نقل دارد :
[ 1 ] « باب مجيدى » ، كه به اسم خود سلطان مفتوح شده [ و ] به سمت قبله باز مىشود .
[ 2 ] « باب جبرئيل » ، كه باب زبيريّين است ، كه محاذات با خانهء جناب « فاطمه » و « على » - عليهما السّلام - واقع است . مىگويند « جبرئيل » از آن در هميشه داخل مىشده ، و چون « على » باب « علم » و « نبى » شهر « علم » بود ، مقتضى « جبرئيل » عقل همين است كه از در شهر داخل شود ، و به همينسبب مىگويند جناب « جبرئيل » هر