بما هو راضى حكم دادهاند كه امروز « هشتم » است و تمام حاج « جبلى » و « دريائى » و « شامى » و « مصرى » و « مغربى » براى « وقوف عرفات » ، امشب را مىروند به « منى » ، كه تقريبا يك فرسخ و نيم مىشود ، و فردا صبح مىروند به « عرفات » .
بسيار تعجب نمودم .
با آنكه احدى ادعاى « رؤيت هلال » در شب پنجشنبه [ را ] ننموده و قريب [ به ] 100 نفر ، مخصوصا از « عدول » و « ثقات » بر « جبل بوقبيس » در آن شب رفته بودند ، ابرهم نبود ، نديده بودند . خود فقير هم با جم غفير در « سعديّه » بوديم . آنچه دقّت شد ، كسى نديد و به قانون « استصحاب » و حكم « شرع » ، روز جمعه « غرّه » مىشود ؛ و جناب « حاجى نجم الملك » كه از اجلّه علماء « رياضى » و « هيئت » و « نجوم » اند ، در تقويم ، روز جمعه را « اوّل ماه » نوشتهاند ؛ اگرچه در جدول اهلّه « 1 » احتمال امكان رؤيت در بعضى بلاد « مغرب » دادهاند ، ولى امكان تا وقوع ، تفاوتش بسيار است . به علاوه ، در صورت وقوع افق اهل « مغرب » ، با اهل « مكّه » ، بينهما بون بعيد .
جناب عمده الاعاظم « حاجى عبد الحسين نمازى شيرازى » ، امين التجار « هندوستان » ، كه از جملهء نيكان و در « برّ » و « احسان » و « بناهاى خير » ، هماره ساعى [ هستند ] ، گفتند :
شب پنجشنبه را در « جدّه » بوديم و قاضى « جدّه » هم حاضر بود .
منادى از اطراف و جوانب فرستادند [ كه ] ندا بنمايد هركس « رؤيت هلال » نموده ، اداى شهادت نمايد . احدى نيامد در محضر قاضى بگويد .
و نيز مىگفتند با يكى از شرفا صحبت داشتم ، كه با وصف قطع به بودن جمعه « غرّه » ، چگونه حكم قاضى را امضاء مىنمائيد ؟ جواب داد : بسيار سالها حج نمودهايم ، امسالهگو مباش ؛ و امّا آنچه محقق شده ، چند كيسه صرّه امين ، كه اعدل عدول است ، در نزد قاضى « مكّه » ، اداى شهادت نمودهاند .
تفصيل اين اجمال آنكه از دربار دولت « عثمانى » ، انعامى براى قاضى همه ساله مقرر است ، و هرگاه « روز عرفه » ، جمعه واقع شود ، مىگويند آن سال « حج اكبر » است ، بيشتر از ادرار مستمر جناب قاضى بايد ادراك نمايند ، لهذا به قدر مقدور سعى دارند كه هميشه « حجّ اكبر » ميل بفرمايند .
و فى الحقيقه كسى اندك تأمّلى نمايد ، مشهودش مىشود كه همين بازىها را در اوايل درآوردند كه براى يك كيسه و دنياى دو روزه ، حقّ آل حق را غصب نمودند .
هامش
( 1 ) . جمع مكسر هلال ، بهمعناى هلالها .