جهاز شتر ، كجاوه است . خلاصه ، نهايتى ندارد و قيمت حدّى نيست و كرايه شتر سرنشين 40 تومان است و تمام مخارج با اوست مگر « اخوه » .
و جمعى از « حملهداران » ، محض اينكه مشترى زياد شود ، به قدر 10 تومان ، 20 تومان ، كمتر مىبندند حمل را . و وقتى كه به « جبل » مىرسند ، تلافى مىنمايند . و بعضى ديگر از « حملهداران » ، بناى غريبى دارند ، پول از « حاج » دريافت مىنمايند و در بين راه بازىها درمىآورند و ناچار دو مساوى « حاجى » مىدهد كه به منزل برسد و اين امر اخير ، منحصر به طريق « جبل » نيست و در راه « مدينه » و « شام » و « خشكى » و « دريا » ، همين اوضاع را درمىآورند .
و مقصود از اين مطالب اين است كه اقلا هركس يكى از اهل ولايت خودش يا شخص مختصرى را به دست داشته باشد ، كه موجب صدمه و اذيّت نگردد و در راه معطّل پول و حيران نماند .
جناب « حاجى ملا سلطان على » - سلمه اللّه تعالى - با « نواب اكتاقاآن ميرزا » از « حاجى حسين كاشانى » اجارهء جمالات نمودند از « مكه » الى « مدينه » و « كربلا » 5 زوج كجاوه و 5 سرنشين به مبلغ 750 تومان . اميد به كرم صاحبكرم آنكه همهجا به سلامتى عبور نمايند .
« حاجى محمد حسين طهرانى » ، كه در « سراى حاجب الدوله » حجرهء « تجارت » و « كتابفروشى » دارند و بسيار « معقول » و « باتديّن » مىباشند ، چند روز بعد از حقير ، از « طهران » به عزم زيارت « بيت اللّه » بيرون آمده و همهجا جوياى فقير بوده ، امروز نزديك « باب السّلام » ، ملاقات اتفاق افتاد .
از سلامتى دوستان و آشنايان ، مسّرت حاصل گرديد . گفتم : « هيچ معهود نبود آمدن شما . » گفتند : « روزى كه تو درب حجره آمدى و برات اسلامبول مىخواستى ، صحبتى نمودى . در ضمن ، در قلب من تأثير نمود و يك مرتبه دل از هستى شستم و با خدا پيوستم . محاسبهء خود را با خلق تمام [ كردم ] و يك هفته بعد ، به عزم زيارت حق اقدام نموده ؛ و الحمد للّه كه به مقصود رسيده ، [ و ] در همهجا ، خيال همراهى با تو را دارم . »
پنجشنبه ، هفتم [ ذى حجه 1305 ه . ق . ]
شهادت حضرت باقر - عليه السلام - است . بعد از اداى فريضه ، به حرم مشرف [ شدم ] . بعد از طواف ، ملاقات بعضى اشراف حاصل [ شد . ] اطلاع دادند [ كه ] قاضى