خدا را بر آن بنده بخشايش است * كه خلق از وجودش در آسايش است
در اينحال ، « امير عبد الرّحمن » ، كه به همراهى حجّاج جبلى آمده بود ، وارد شد .
بعد از ساعتى به جناب « سقاباشى » عرض نمود كه : « من از جانب محمد ، امير جبل ، مأمور به خدمت شما و حجّاج هستم . و مخصوصا يك خواهش امير از جنابعالى نموده و عرض مىنمايم كه « سفير كبير » و « ويس قونسلات » « بيروت » و « جدّه » هر ساله مبلغى از ما تعارف مىخواهند . اگر ندهيم ، بعضى جعليّات به باب عالى « 1 » و دربار همايونى عرض مىنمايند و قدغن مىشود كه « حاج » از طرف « جبل » عبور ننمايد .
لابّد مىدهيم و آنوقت از « حمله دار » ما هم دريافت مىنمائيم و « حملهداران » به 100 حيله از هر « حاجى » 2 مساوى مىگيرند . وقتى ملاحظه نمائيد ، ضرر به رعيّت دولت خودشان مىزنند و انصاف نيست . »
حاجى سقّاباشى فرمود : « به خود من هم امير اين تفصيل را گفتند . فى الجمله مطّلع شدهام مثل اينكه به من هم گفتند راه جبل قدغن است . »
من گفتم : « هرگاه حكمى از آقاى ما برسد ، اطاعت مىنمائيم . ظاهرا سالى 500 « ليرا » بايد به « سفير » و « ويس » بىپير برسد از « امير » و اگرنه ، آنچه البتّه به جايى نرسد ، فرياد است . »
مجلس برهم خورد و به منزل آمديم .
روز چهارشنبه ، ششم [ ذى حجه 1305 ه . ق . ]
، « حملهداران » و « مكفىچيان » به نحوى احاطه نمودهاند ، بيچاره غريب نابلد را كه تحريرى نيست ، واقع اگر كسى بخواهد معنى اتفاق منافقين را ملاحظه نمايد ، حال « شريف مكّه » و « قايممقام » و « قونسل » و « مطوّف » و « مقوم » و « مخرّج » و « جمّال » و « عكّام » و « حمله دار » و « امير جبل » و « سفير كبير » را در لخت نمودن زوّار ببيند ، گويا در « ركن حجر الاسود » معاهده بستهاند كه بدون اطلاع و صلاحديد يكديگر هيچ كارى در معنى ننمايند ، ولى محض اينكه كسى سر از اين سرّ به برون نياورد ، هركدام از اينها كه پيش حاجى مىرسند ، آنهاى ديگر را « لعن » مىكنند . مكرّر از « قونسل » شنيده شد كه فحش مىگفت و لعن مىكرد « حمله دار » را ، و حال آنكه اگر به « مطوّف » يا « حمله دار » او نگويد و ننويسد ، اقدام
هامش
( 1 ) . باب عالى . عنوان ديوان وزير اعظم عثمانى ، متداول در قرن 12 و 13 هجرى . از قديم الايام به قصر سلاطين ترك و بعدها به كاخ وزير اعظم كه محل ادارهء امور دولت و مركز حلوفصل امور مردم بود ، درگاه ( قاپى ) مىگفتند . « باب عالى » معادل « قاپى » و بهمعناى « درگاه عالى » است .