راه بد مىگذرد ؛ مگر آنكه تحويل « واغون بارى » نمايد زيادى را ، چنانكه جمعى در « اسلامبول » تحويل دادند كه در « جدّه » دريافت نمايند . منتهى جزئى تفاوت در « جدّه » بهجهت مزد « حملونقل » كمپانى مطالبه نمايد . و ما ان شاء الله تفصيل « قنال » را بعد از « مصر » در « سويس » متعرض مىشويم . خلاصه ، و اگر بخواهند به « مصر » بروند ، اضافه حق « اياب » و « ذهاب » از اين محطه به « مصر » را به كمپانى « سكة الحديد » بايد داد ، هردرجه بخواهند .
[ قاهره ]
ملك مصر ، « عروس بكر ممالك عالم » است .
آن كسانى كه به خواستگارى او برخاستهاند ، هنوز كسى را اختيار ننموده [ است ] .
[ بيت ]
عروسِ « مصر » نكوروى دخترى است ، ولى * وفا نمىكند اين سست مِهر با داماد
آنانى كه دعوى « اليس لى ملك « مصر » مىنمودند ، دعوى بيهوده نمودند . قصص « موسى » و « هارون » و « هامان » و « فرعون » ، آثارش ظاهر است .
[ بيت ]
خاكِ « مصر » طربانگيز نبينى كه همان * خاكِ « مصر » ولى بر سر « فرعون » و جنود
يكى مىگفت اين اوقات بناى مغازله با « انگلتره » « 1 » و « فرانس » « 2 » دارد ، و هرروز خدعه با « خديو » مىنمايد ، و با جمعى در گوشه و كنار نرد عشق مىبازد و همگى در شش در حيرت افكنده و در شطرنج وجودش ، شاهان را مات كرده [ است ] .
[ بيت ]
همچو بازىهاى شطرنج ، اى پسر * فايدهء هرلعب در بازى نگر
همچنين مىبين جهات اندر جهات * در پى هم ، تا رَسى در بُرد و مات
ظريفى در تعريفش چنين مىگفت : « مائها شطّ و هوائها نشط ، ارضها ذهبيّة ، رجالها لعبية و نسائها طربيّة ، من دخلها فقد و من خرج عنها ولد ، من جلس حيران و من قام سكران » .
خلاصه ، اوصاف معمورى اين ملك محتاج [ به ] بيان نيست . از « صنايع » و
هامش
( 1 ) . انگلستان( Angleterre ).
( 2 ) . فرانسه( France ).