تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
« بدايع » و « جوامع » و « علوم ادبيه » و « لوازم مدنيّه » و « بقاع » و « تكايا » و « عمارات » حدّى ندارد . از همه معروف‌تر « روضه متبركه رأس الحسين » - صلوة الله عليه - است ، كه مطاف تمام اسلاميان است . [ بيت ]
روضة ماء نهرها سلسال * دوحة سجع طيرها موزون
از جمله آثارى كه در « بقعهء متبركه » است ، « قرآنى » است كه مىگويند « خط جناب امير المؤمنين » - عليه السلام - است . تجار ، از هرملكى آنجا هستند و « ايرانى » هم بسيار است ، از آن جمله عمدة التجار « حاجى ميرزا فضل اللّه شيرازى » از معارف تجار ايران‌اند و در آنجا « افيس » تجارت دارند . ديگر مثل جناب « حاجى محمد رفيع مشكى » ، واقع همّت بلندى دارند . كمتر در سلك تجار به آن بسط يد مىشود . « گنبد هرمان » در مناعت ضرب المثل است ، چنان‌كه فرموده « خاقانى » : [ مصراع ]
حصن به غايت فزون ، از « هَرمان » در « حَرم » .
و مانند آن « دو گنبد » بسيار است . و « هرم » به معنى « گنبد » است و « مقابر سلاطين » بوده . و آنچه شنيده شده كه مىگويند : « بينى الهرمان و النّسر فى السّرطان » ، ارباب هوش و هرمان تصديق ننموده‌اند . و از جمله مقابر آن ديار « مقبره محمد بن ادريس بن العباس بن عثمان بن شافع » است ، و نسبت « شافعى » به‌همين‌سبب مىدهند و به « عبد مناف » جدّ « ختمى مرتبت » آباى او منتهى مىشود ؛ چنان‌كه صاحب « حبيب السّير » « 1 » مىنويسد كه « عبد مناف » را 4 پسر بود : يكى « هاشم » است كه پدر « عبد المطلب » است و « عبد الشمس » كه جدّ « بنى اميّه » ، و « نوفل » كه جدّ « جبير بن مطعم » است و « مطّلب » كه جدّ اعلى « محمد بن ادريس الشافعى » است . و در سنه 150 [ ه . ق . ] در « يمن » يا « غزّه » « 2 » يا « عسقلان » « 3 » متولّد گشته ، و مىگويند روز
هامش
( 1 ) . غياث الدين محمد بن همام الدين ، معروف به خواندمير ، نويسنده كتاب تاريخى « حبيب السير » است . ( 2 ) . بندر غزه( Gaza )و در عربى( Ghazze )، مركز استان « غزه » و در سرحد اين كشور با جمهورى مصر . « نوار غزه » و « كرانه باخترى رود اردن » ، كشور مستقل « فلسطين » را تشكيل مىدهند . در سال 1997 م . 632 ، 353 نفر جمعيت داشته است . عمر بن خطاب ، دومين خليفه مسلمان ، در جوانى در اين شهر باستانى و زيبا زندگى مىكرده است . ( 3 ) . بندر اشكلون در ساحل درياى مديترانه ، كه عرب‌ها به آن عسقلان( Ashqelon )مىگويند ، در جنوب