تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
« ميرزا حسين على بها » متوقف « حيفا » « 1 » و « عكا » « 2 » كه مىگويند « سيد على محمد » و « شيخ احمد » مقدمة الجيش ما بودند ، در « قبريز » « 3 » - كه فيما بين « يونان » و « ازمير » است - منزل دارد ، از شب تاريك ، روزش ظلمانىتر ، تفاصيلى از برادر گفت . بعضى مىدانند ذكرش مناسب نيست و ضمنا ادلّهء حقيقت خود را ، و ابطال « بها » را بيان كرد . بيچاره ، خيلى ديدم دماغش خشك و پريشان است . اگر نانى داشت ، دعوى خدايى نداشت . [ بيت ]
نيست « خفاشك » عدوى « آفتاب » * او عدوى خويش آمد در حجاب مانع خويش‌اند جمله كافران * از شعاع جوهر پيغمبران
مختصر آن‌كه اگر محمد بن عبد الله ( ص ) ، پيغمبر بوده و « كتاب » او قبول است ، چنان كه بوده و هست ، ديگر جاى « ادّعاى نبوت » نمانده ، تا چه رسد « خدايى » ، زيرا كه اقرار به حقيقت كتاب او چنان‌كه نمودند ، اقرار به « خاتميّت » او را دربر دارد ، به حكم صريح كتاب . در كوههاى اين‌جا « برف » پيدا مىشود ، در شهر مىآورند . شربت ليموى با برف آوردند ، صرف شد . « قطيفه » و « دستمال » اسلامبولى و بعضى ظروف در اين‌جا درست مىنمايند و بعضى جامه‌ها مخصوص « احرام » كه « مخيط » نيست و « گره » ندارد ، مخصوص « حجّاج » مىبافند ؛ آوردند و جمعى ابتياع نمودند . اوّل ظهر « پست » را بستند و الحال برداشته ، مىرود . معلم كشتى بناى ملاحظه به « بليت » هركس را مىنمايد . 6 نفر از دزدان ، كه در زمرهء حاجيان بودند ، بدون بليت آمده ، يكى « سيّد » بود ، مردم پول « نول » او را دادند و 2 نفر « حجّه‌فروش » بودند ، به آدم معلم « رشوه » دادند و تقلّبى نمودند ؛ 3 نفر ديگر را در « آتش‌خانه » به كار گرفتند . اسباب خجلت و بدنامى « تبعهء ايران » ، اينان مىشوند . خداوند ، هدايت نمايد ، ان شاء الله تعالى .
هامش
( 1 ) . بندر تاريخى حيفا( Haifa )، در شمال اسرائيل( Israel )و در كنار درياى مديترانه ، كه در سال 2001 م . 500 ، 270 نفر جمعيت داشته است . ( 2 ) . بندر زيباى عكا( Akko )كه در باستان سنت جين داكره نام شده و به همراه حيفا ، به‌عنوان مركز جهانى دين بهائيت شناخته شده و در سال 1999 م . 800 ، 44 نفر را در خود جاى داده است . ( 3 ) . قبرس( Cyprus )يا جزيرهء مس .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 112 | هارون وهومن