خلاصه ، تكان كشتى به قسمتى زياد شد ، كه اغلب مسافرين سرشان بنا كرد به گيج « 1 » خوردن .
هريك به گوشه [ اى ] افتادند و معدودى را استفراغ « 2 » دست داد ، و به بعضىها كه درياها ديده و گرم و سرد روزگار چشيده بودند ، تأثيرى به هيچوجه نكرد . هريك به كار خود مشغول بودند ، يعنى مردها به « راه رفتن » و « سيگار كشيدن » و « كتاب خواندن » ، زنها به « خياطى كردن » و « جوراب بافتن » و اطفال به « بازى كردن » و قس على هذا . « 3 »
اين قطعه به گرما معروف است ، و امروز اتفاقا چنان سرد شد كه مسافرين لباس كلفت پشمى دربر كردند . و درجهء « ميزان الهوا » كه هرروز كمتر از 88 و 90 نمىشد ، امروز از 74 بالا نرفت .
تا امروز ظهر ، 84 ميل مسافت طى شد . باوجودى كه باد به شدّت مىوزيد ، باز خوب مسافتى طى كرد .
ساعت 5 / 7 شب ، دريا قدرى آرام گرفت .
ساعت 10 شب رسيديم به جايى كه موسوم است به « اخوين » « 4 » . در اين نقطه « دو تلّ بزرگ » واقع است . شبها در برجى كه روى يكى از اينها ساخته شده ، چراغ مىافروزند كه از ده پانزده ميلى پيداست و كشتى به هدايت چراغ به مسافت زياد از پهلوى تپههاى مزبور مىگذرد .
از اينجا تا « سويس » « 5 » 247 ميل است .
ساعت 12 [ شب ] در عرشه رفته ، چون شبهاى گذشته ، خوابيدم . نزديك طلوع فجر ، هوا بسيار سرد شد .
دوشنبه ، بيست و دوّم شهر شعبان [ 1304 ه . ق . ]
امروز صبح ، داخل « خليج سويس » شديم . دست راست از دور دو كوه مخروطى شكل
هامش
( 1 ) . در اصل : به بكيج
( 2 ) . در اصل : استفراق
( 3 ) . قسّ ، بهمعناى درپى چيزى شدن و جستن آن را يا از پى فراشدن است ، اين جمله بهمعناى تأكيد و پى درپى تكرار شدن است و در مجموع در اين جمله كارها يا از اين قبيل يا غيره است .
( 4 ) . اخوين يعنى دو برادر . به اين دو تل بزرگ ، دو برادر مىگويند . اخوى يعنى منسوب به اخ و اخت و اخوى بهمعناى برادر ، غلط مشهور در زبان فارسى است .
( 5 ) . سويس يا سوئزSues )يا( Suez.