زياد سنگلاخ است ، كشتى را خيلى يواش و به تأنى مىبرند . كمال احتياط لازم است ، كه مبادا به سنگى يا تپه [ اى ] بخورد . الحمد لله بىخطر گذشت از « عدن » برداشتيم .
طرف ظهر ، دست راست ، رشته جبال خشكى بود تا « جزيرهء پيرم » « 1 » كه 100 ميلى « عدن » است . دولت « انگليس » در اينجا قلعهء مستحكمى ساخته [ است ] . هميشه يك دسته سرباز و توپچى و 2 نفر صاحبمنصب ، « 2 » با 2 عراده توپ در اين قلعه ساخلوند « 3 » .
چون هواى گرم و تبانگيزى دارد ، هر 2 ماه يك دفعه ، مأمورين عوض مىشوند . آذوقه از « عدن » به ايشان مىرسانند . طرف راست ، ساحل « عربستان » ، و سمت چپ ، كنارهء « افريقا » محسوب مىشود .
از اين جزيره به بعد ، « بحر احمر » است .
وجه تسميهاش را به طورهاى مختلف بيان مىكنند . بعضى مىگويند به واسطهء جبال حولوحوش است كه هنگام غروب « سرخرنگ » بهنظر مىآيند . برخى برآنند كه چون سواحلش « خاك سرخ » است ، به اين نام معروف ، معروف شده ، اما ظاهر اين است كه سببش « نباتات سرخرنگى » است كه در كف دريا ، قريب به ساحل مىرويند و روى آب مىآيند . به اين جهت « احمر » مىنامندش .
جمعه ، نوزدهم [ شعبان 1304 ه . ق . ]
صبح ، هوا ملايم بود و دريا به كلى صاف و آرام است .
طرف راست ، دو كوه مخروطى شكل به نظر آمد . گفتند اينجا ساحل « عربستان » محسوب مىشود .
دو مرغ بسيار بزرگ ، شبيه به « لاشخور » ، امّا گردن كلفت كوتاهى داشتند ، در
هامش
( 1 ) . جزيره آتشفشانى « ميّون »( Mayyon )، كه در غرب آن راPe ? rimو در اطلسهاى عربى بريمBerimهم مىگويند ، اين جزيره باب المندب را به دو تنگهء بزرگ ( به عرض 25 كيلومتر و عمق 311 متر ) و تنگهء كوچك ( به عرض 3 كيلومتر و عمق 31 متر ) تقسيم مىكند . اين جزيره در منتهاى جنوب درياى سرخ واقع و 12 كيلومتر طول و 5 كيلومتر عرض دارد و در سال 1857 م . ارتش انگلستان آن را به اشغال خود درآورد .
( 2 ) . افسر ارتش از ستوان سوم به بالا ، افسر ، درجهدار ، پايهور .
( 3 ) . پادگان . واژهاى تركى به معنى گروهى از سربازان كه در مكانى جاى گزيده و به حفظ و نگاهبانى آن گماشته شده باشند .