سطح آب براى گرفتن ماهى پرواز مىنمودند . نوعى از طيور ماهيخوارند .
تا امروز ظهر ، كشتى به واسطهء ملايمت هوا و دريا ، 327 ميل طى كرد .
امروز ، سفاين « 1 » متعدد از پهلوى جهاز ما گذشت .
شب را چون ليالى گذشته به سر بردم .
شنبه ، بيستم [ شعبان 1304 ه . ق . ]
صبح كه سر از خواب برداشتم ، ديدم دريا مغشوش است . معلوم شد از نصف شب ديشب ، شروع به تلاطم كرده ، امواج چون تلال « 2 » بلند مىشدند و در كشتى مىريختند . از دور ، آب مثل كوه بلند مىشد و كف مىكرد . مثل اين بود كه در دريا جبال متحرّكى هستند كه قللشان پوشيده از برف است ، اما خالى از خطر بود .
مىگويند اينجا هميشه در اين فصل باد شديد مىوزد .
كشتى ما قريب [ به ] ظهر ، به كشتى ديگرى كه پيش از آن از « بمبئى » حركت كرده بود ، برخورد [ و ] از آن رد شد . تا ظهر ، 313 ميل مسافت طى شد . اگر باد مخالف نمىوزيد ، خيلى بيشتر مىرفت .
« جسواد « 3 » سينگ » ، راجه ليمرى ، كه براى تبريك جشن سال پنجاهم سلطنت عليا حضرت ملكه معظمه به « لندن » مىرفت ؛ امروز ، روز مولودش بود . از من و از بعضى دعوت كرده ، عصرانهء خوبى صرف شد . به واسطهء ضيق جا ، نتوانسته بود تمام مسافرين را دعوت كند .
بعد از صرف عصرانه ، بالاى عرشه رفتم . ديدم كف دريا به واسطهء تموّج ، مثل صحرايى پر از تپه و ماهور بهنظر مىآيد . از قرارى كه مىگفتند تا فردا همينطور مغشوش خواهد بود . خدا « حافظ » است در همهجا و در همهحال .
شب را كما فى السابق به سر بردم .
يكشنبه ، بيست و يكم [ شعبان 1304 ه . ق . ]
صبح بسيار زود از خواب برخاسته ، ديدم تلاطم دريا از ديروز خيلى بيشتر است ، به نوعى كه گاهگاهى ترشح آب تا عرشهء كشتى مىرسيد . كاپيتان مىگفت :
« روز خنك خوبى است . اگر اينطور باد نمىوزيد ، گرما زياد اذيت مىكرد . »
هامش
( 1 ) . جمع سفينه ، به معنى كشتىها ؛ به كشتى چونكه روى آن را مىخراشد سفينه گويند .
( 2 ) . جمع تل ، به معنى تودهء خاك و تودهء ريگ و پشته .
( 3 ) . شايد « جواد » باشد .