تا امروز ظهر ، 301 ميل مسافت طى شد ، 8 ميل كمتر از ديروز ، زيرا كه ديشب ، اواسط شب ، دريا قدرى متلاطم شد . پنجرهها را كلا بسته بودند ، كه مبادا آب در حجرات « 1 » بريزد . امروز هم باد مخالف مىوزيد . دريا ، چنانچه بايد صاف و هموار نيست ، اما به حمد الله نه مرا و نه هيچيك از همراهان را دريا گرفت ، فقط قدرى در سر « ميرزا طفيل على بيك خان » دوران « 2 » پيدا شده ، بعد رفع شد .
تا ساعت 5 عصر ، هوا صاف بود . بعد به تدريج ابر شد . صبح و عصر ، كه هوا خنك است ، ماهىهاى پرنده در سطح آب مثل طيور مىپرند ، ولى منتهاى پريدنشان چند ذرع « 3 » است . شب را چون شبهاى پيش به سر بردم . هوا خنك بود .
سهشنبه ، شانزدهم [ شعبان 1304 ه . ق . ]
صبح از خواب برخاسته ، پس از كارهاى لازمه متداوله ، در عرشه رفته ، قدرى راه رفتم . جعبهء جواهرى كه همراه بود ، چيزى در آن مىخواستم ببينم ؛ چون در انبار گذاشته بودند ، به « كاپيتان » پيغام دادم حكم بدهد بيرونش بياورند .
پس از آنكه آوردند ، « كاپيتان » از جانب 2 نفر خواتين « 4 » - كه در حجرهء وى بودند - خواهش كرد در مجرا « 5 » را باز كرده ، جواهرات را بنمايم . خواهش ايشان را قبول كرده ، نمودم ، پسنديدند .
خلاصه ، وقت نهار شد . سر ميز رفتم . پس از صرف غذا ، در عرشهء كشتى رفته ، قدرى با همراهان صحبت كردم .
امروز نسبت به ايام گذشته ، باد كمتر مىوزد . دريا قدرى آرامتر است . به اين جهت تا امروز ظهر 310 ميل مسافت طى شد . هشت نه ميل بيش از ديروز پريروز رفت . هوا ، همانطور گرم است .
چون به هيچوجه ساحلى ديده نمىشود ، هرروز شبيه به يكديگر است . تازهاى كه قابل نگارش باشد ، نيست . « 6 » لكههاى ابر در آسمان زياد بود ، كه اغلب جلو آفتاب
هامش
( 1 ) . جمع حجره ، اتاق ، غرفه ، كابين .
( 2 ) . سرگيجه .
( 3 ) . واحد طول ، گز ، ارش ، رش ، ساق دست ، ذرع شاه 12 / 1 متر و مطلق آن 04 / 1 متر است .
( 4 ) . جمع خاتون ، واژه تركى بهمعناى خانم و بانو .
( 5 ) . در اصل : مجرى
( 6 ) . اين جمله دهها بار تكرار مىشود . « تازهاى نيست » ، اصطلاحى است كه امروزه در خراسان هم رواج دارد ؛ به معنى خبر جديدى نيست . اتفاق تازهاى رخ نداده است .