خان » ، « تاريخ حيات لرد كليو » « 1 » را ، كه « مؤسس و مبدع استيلاى انگليس » شد بر « هند » ، [ و ] از زبان « انگليسى » « 2 » به « فارسى » ترجمه كرده بودند ، گفتم آوردند ، قدرى خواندم .
خوب ترجمه كرده ، به كلى الفاظ مروج و محاوره اين زمان است .
بعد ، زنگ نهار [ را ] زدند . سر نهار رفتم . پس از نهار ، با « زوجه كاپيتان كلارك » ، كه از [ زمان ] ورود [ به ] كشتى » تاكنون بيمار است ، صحبت كردم . مىگفت : « هيچ غذا نخوردهام ، مگر قدرى حريره « 3 » » . خيلى تأسف خوردم .
بعد ، باز بالا رفته ، راه رفتم . امروز هم باد مخالف ، مثل ديروز در [ حال ] وزيدن است . كشتى تا امروز 309 ميل مسافت كرده [ است ] .
شب ، هوا خنك شد . ابتدا قدرى ابر بود . بعد ، كمكم مهتاب شده ، هوا مثل روز روشن شد . تكتك لكهء ابر در آسمان بود . چرخ كشتى ، آب را به شدتى مىشكافت ، كه متّصل قوهء برقيه از ميان آب مثل نقرهء شفاف پيدا مىشد .
بالجمله ، شب باز در عرشهء كشتى بستر انداخته ، خوابيدم .
دوشنبه ، پانزدهم [ شعبان 1304 ه . ق . ]
صبح را مثل روزهاى گذشته به سر بردم .
بعد از نهار ، به عرشهء كشتى رفتم . « ميرزا اسماعيل خان » ، از « مهندس كشتى » كه شخصى بود كوتاهقد ، و ريش توپى جوگندمى داشت ، خواهش كرده بودند « چرخ بخار » را تماشا كنند . « مير جهاندار على خان » و « مير فدا على خان » را همراه برده ، تماشا كردند .
مىگفتند جايى كه « چرخ بخار » است ، 94 درجه ، و جائى كه « كوره » است ، 130 درجه حرارت دارد . ارتفاع دود كشتى 80 پا است ، و خود كشتى در اين موسم 16 پا زير آب است .
هامش
( 1 ) . ناصر الدين شاه قاجار دربارهء او و ديدار تاريخى 4 جمادى الاول 1290 ه . ش . مىگويد : « بعد لرد راد كليف( Lord Rad Cliffe )معروف به حضور آمده ، نشست . زياد صحبت كرديم . اين شخص از ديپلوماتهاى بزرگ فرنگستان است . 20 سال پيشتر در اسلامبول وزير مختار انگليس بوده و بسيار با اقتدار در آنجا حركت مىكرده است . . . » ( سفرنامه ناصر الدين شاه قاجار ، 113 )
( 2 ) . در اصل : انگليس
( 3 ) . در قديم غذايى بوده است رقيق از آرد و روغن يا آرد با شير و روغن . و امروز با آرد برنج و شكر و شير و گاه با كوبيدهء بادام و شكر و شير و گاه با نشاسته و شكر و شير مىپزند .