روسيه
هفت ساعت و ربع از ظهر گذشته وارد گار ( دالاچيكى ) كه اوّل خاك روسيه است شديم . ( اميرال آرسينوف كه در ابتدا از جلفا تا آخر خاك روسيه مهماندار بود با همان مهماندارها و سرباز احترام حاضر بودند . به حضور آمدند . از قطار كالسكهء اعليحضرت امپراطور اطريش به قطار كالسكهء اعليحضرت امپراطور روسيه نقل مكان كرديم . ترن روسها همانطور كه سابق عرض كرده بودم از تمام ترنهاى دنيا بهتر است . شام مفصل در سالن بزرگ گار با صاحبمنصبان روس تقريبا دويست نفر بوديم ، صرف شد . بعد از شام با نواب محمد شفيع ميرزاى بهمن ميرزائى كه از صاحبمنصبان روس است آمديم در واگون منزل من . او رفت جامهدانها را جابجا كرديم . لخت شد خوابيديم . ظهير الاعيان را باز در اتاق خودم آوردم به جاى كنت . همسايههايم در واگون يكطرف جناب سردار مكرم . يك طرف جناب ناصر الملك .
از دالاچيكى به بيرزولا -
روز يكشنبه هژدهم ( 18 ) : صبح ترن راه افتاده بود . از خواب بيدار شدم . ديشب باران آمده بود . از دريچهء اتاق بيرون را تماشا مىكردم . هوا فوقالعاده باطراوت و صفا بود . زمينها و زراعات روسيه خيلى شبيه به ايران است فرقى كه دارد ، غالب زراعات ديمى است و از باران مشروب مىشود . به همين علت زياد مىكارند و زمين بيكار نمىماند و در هر يكى دو