تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
بشقاب طلا بود . پيشخدمتهاى سفره همه با لباسهاى ماهوت گلى و ماهوت سفيد ايستاده بودند و به‌قدرى به لباسشان يراق دوخته بودند كه خيلى كم پارچهء لباسشان پيدا بود . بعد از شام باز در اتاق بزرگ ايستاديم . اعليحضرت شاه با همهء وزراء دربار اطريش و اعليحضرت امپراطور با همهء ماها صحبت كردند و متفرق شديم . فقير رفتم اتاق نواب موثق الدوله . سيگارى كشيده باهم رفتيم به تياتر ( اپرا ) با جناب سردار مكرم در يك كالسكه نشسته بوديم . دم درب تياتر ما كه پياده شده بوديم ، يكى از اسبهاى كالسكه زمين خورد . غوغاى غريبى شد تا بلندش كردند . پيشخدمت آمد جلو بليط ما را ديده جلو افتاد و به اتاقمان رساند . نواب موثق الدوله و جنابان سردار كل ارفع الدوله و ( مسيو اپرليش ) وزير مختار اطريش در تهران كه موقتا به اتريش آمده و جزو مهمانداران است و فقير در يك لژ بوديم امّا خود تياتر پنج مرتبه است . شمردم . جز لژ روبرو كه اعليحضرتين و سه چهار نفر از شاهزاده خانمها نشسته بودند ، صد و بيست لژ داشت كه هركدام از سى نفر تا پنج نفر نشسته بودند و در سطح هم تقريبا دو هزار نفر نشسته بودند . فوق‌العاده مزين ، به مراتب از تياتر اپراى پاريس و ساير تياترها كه در روسيه و فرانسه ديده بودم مزين‌تر و باجلوه‌تر بود . تمام واردين در اپراى امشب صاحب‌منصب نظامى و دربارى و مأمورين خارجه بودند . با لباس رسمى و همه مهمان اعليحضرت امپراطور بودند . ( اپرا آن تياترى را مىگويند كه از اول نمايش بازى تا آخر بدون انفصال ساز و موزيك بزنند و بازى كه مىآيد ، هيچ گفتگو و آواز نباشد . فقط نمايش و حركاتى باشد و تمام حركات با ضرب موزيك جور باشد ) نمايندگيهاى خيلى عبرت‌انگيز داشت . اول كه پرده بالا رفت با الكتريسيته درخشندگى و كره آفتاب را نشان دادند و يك زن كه در لباس براق مشعشع در وسط آن گردى ايستاده بود و با دست اشاره مىكرد و كرهء زمين خلقت مىشد و آبهاى جارى مىشدند و درختها مىروئيدند و دو نفر پيدا شدند و زراعت كردند . با اسبابى كه آن‌وقت زراعت مىكردند . به اندازه‌اى خوب و تماشائى كه ممكن نيست هيچ گوينده و نويسنده‌اى بتواند به شخص نديده حالى كند . بعد ابر شد و هوا بناى رعد و برق و غرش را گذارد و باران شديدى باريد و برقهاى پىدرپى و صداى باران زياد حقيقتا موحش‌تر و ترسناك بود . بعد پرده افتاده به فاصلهء خيلى كمى بالا رفت و درياى پهناورى كه