تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
واقعا مىگويم مردم تهران از اهالى تمام شهرهاى پايتخت مؤدب‌ترند . رسيديم به خيابانها كه نظام دو طرف صف كشيده بودند . به‌به از اين قشون و توپخانه و سواره كه لذت از تمامش بردم . از حيث لباس و نظم و قشنگى نفراتش از قشون روس و آلمان و فرانسه خيلىخيلى بهتر است ، قوت و پردلى را خدا مىداند . همه‌جا از خيابانهاى وسيع و خوب و عمارات شش و هفت مرتبهء تيره رنگ كه بر قديمى دولت و پادشاهى اطريش و مجارستان گواه بود گذشته نزديك غروب آفتاب درب عمارت امپراطورى كه عمارت ( هف‌بورغ ) باشد از كالسكه‌ها پياده شديم . عمارت سلطنتى اين‌جا چون هفتصد سال است سلطنت در اين خانواده است خيلى زياد و عظمت دارد و دربارش هم همينطور است ولى زينت و بزرگى اطاق و ابهت عمارت امپراطورى روس زيادتر است . خلاصه از چند اطاق گذشته رسيديم به اطاقيكه اعليحضرتين ايستاده بودند و اعليحضرت امپراطور مشغول معرفى باقى خانواده‌اش كه در گار نيامده بودند بود . اين كار هم بعد از مدتى تمام شد . هركس به اطاقش كه در بين راه نمره داده بودند رفت . پيشخدمتها جلو مىافتادند و هركس را با كمال احترام به اطاقش مىرساندند . اين عمارت خيلى دستگاه و پيچ و واپيچ و دالان و پله دارد بطوريكه ممكن نيست بدون بلد و راه‌نما بعد از ده روز اقامت هم كسى بتواند از جائى به جائى برود . فقير و جناب مهندس الممالك همسايه هستيم بطوريكه راه اطاق سالن فقير از توى سالن اوست . فقير يك سالن بزرگ خيلى تميز قشنگى كه ده صندلى نيمكت و دو ميز بزرگ و يك ميز تحرير و ساير ملزومات دارد دارم چهل‌چراغ برقى بسيار بزرگى هم كه بيست و شش چراغ دارد در او آويزان است اطاق خوابم هم پهلوى آن است خيلى تميز و منظم . چيزى كه بر من خيلى ناگوار است اين است كه كنت را از من جدا كردند و در مرتبهء فوقانى منزل داده‌اند كه پيش هم نيستيم . رقعه‌هاى دعوت مواقع رسمى تياتر مرا به ترتيب روز به روى ميز تحرير چيده بودند . نزديك ساعت هفت و نيم از ظهر گذشته يك نفر صاحب‌منصب از سر سفرهء امپراطورى عقبم آمد با او رفتم درب چند اتاق ، اشخاص مأمور اين كار اسم مرا پرسيدند و رجوع به ورقهائى كه در دست داشتند كردند و رد شدم تا رسيدم به اطاق موسوم به تالار ( الكساندر ) كه سفره است . اين شام چندان رسميت نداشت . اعليحضرت