تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
موزيك رسمى و غيررسمى بر سازهاى ديگر غلبه دارد و فقير هم خيلى گوش كرده‌ام و هم خيلىخيلى كم بقدرى كه صداى زه‌هايش را از يك‌ديگر فرق بدهم ربطى دارم . در هيچ‌جا از هيچ استادى اين‌طور نشنيده بودم و نديده بودم كسى بعد از هفتاد سال مشق و كار اتصالى به اين تسلط و چابكى و قشنگى ويالن بزند . ماشاء اللّه كه نوع انسان قابل چه تحصيلات است . مردم تياتر اين دو نفر بچهء بيچاره را ول نمىكردند تا كارشان تمام ميشد مىرفتند دست مىزدند و اصرار مىكردند و دوباره به مجلس مىكشيدندشان . شش مرتبه بعد از اتمام كار به زور و دست زدن و اصرار مجبورشان كردند كه نواى ديگر زدند . دو ساعت به نصف شب مانده به منزل مراجعت كرده در سفره‌خانه شام خورده بالا رفته خوابيدم . ماريم‌باد - روز چهارشنبه بيست و سيم ( 23 ) : صبح با هاشم خان رفتيم در جنگل ، در آن عكاسخانه كه عكس انداخته بوديم . عكس‌هامان حاضر بود ، گرفتيم . در قهوه‌خانه‌اى همانجا كه هرروز چاى مىخورديم چاى خورديم . يكساعت به ظهر مانده مراجعت كرديم ، رفتيم به سراغ نواب موثق الدوله دكان شيرينىفروشى . دو قوطى شيرينى خريدم براى دخترهايم كه بدهم به ( مسيو لمر ) موزيكانچى باشى كه مىرود تهران . دو عكس خودم را هم در مداليون گذارده در قوطىها گذاشتم . از آنجا باهم آمديم در سفره‌خانه با جماعت ناهار صرف كرديم . بعد از ناهار در همان سفره‌خانه ده قطعه عكس براى تهران به يادگار مسيو لمر سپردم . آمدم منزل با كنت مشغول ترجمه كتاب شده عصر رفتيم منزل جناب امير بهادر جنگ . نزديك غروب آفتاب باهم رفتيم حضور ، از آنجا از جنابان سردار كل و سردار مكرم و مشير الملك و مفخم الدوله ديدن كرده براى شام خوردن به سفره‌خانه رفتيم چون فردا بايد به سمت ( وينه ) حركت كنيم هركس زودتر به منزلهامان رفتيم . نواب موثق الدوله و جناب وكيل الدوله بعد از شام سيگارى در اطاق من كشيده رفتند من هم خوابيدم .

حركت از ماريم‌باد ، ورود به وينه -

روز پنجشنبه بيست و چهارم ( 24 ) : صبح خيلى زود از خواب برخاسته لباس تمام‌رسمى پوشيده همه در هتل شاهى حاضر شديم و در ركاب همايونى با كالسكه‌هاى حكومتى به گار رفتيم . در گار