مراجعت كرديم . شام بسيار بدتر از همه شب صرف كرده رفتيم به منزلها . با كنت و آدلف و هاشم خان مشغول بار بستن شديم . از عليخان خواهش كرديم قليان جناب اميربهادر جنگ را چاق كرد . مفرطا كشيده خوابيديم .
حركت از پاريس -
روز شنبه چهاردهم ( 14 ) : كه روز حركت از پاريس بود و قاعدة مىبايست به همان رسميت كه وارد شديم ، خارج شويم . صبح زود برخاسته ساير همقطاران را كه در هتل هممنزل بوديم ، خبر كردم . همه لباس رسمى پوشيده ، يكىيكى دوتا دوتا به خدمت اعليحضرت شاه رفتيم . سه ساعت به ظهر مانده ، جناب رئيس جمهورى و يكى دو نفر از وزراء فرانسه با كالسكههاى رسمى آمدند . اعليحضرت شاه تا پلهء عمارت از او استقبال فرموده با هم رفتند در اطاق بهقدر دو دقيقه نشسته ، برخاستند . به ترتيب روز ورود در كالسكهها نشستيم و با همان تشريفات روز ورود تا گار رفتيم . امروز مردم و تماشاچيها از روز ورود زيادتر و بهتر ( ويوشاه ) « 1 » ( ويوپرس ) « 2 » مىگويند . ( از آن روز كه آن اتفاق بد واقع شد و للّه الحمد آن پدرسگ به قصدش نرسيد ، خيلى در نظر فرانسهها همهمان عزيزتر شديم . ) در گار اعليحضرت شاه با جناب رئيس جمهورى و ساير وزراء دست داده خداحافظى فرموده ، جناب رئيس جمهورى هم همينطور با بعضىهامان دست داده با بعضىها خداحافظى كرد . موزيكها به نوازش درآمدند و قطار كالسكه راهى شد . سخت اينست كه امروز از صبح تا شام بايد همه با لباس رسمى باشيم . وقت ظهر ناهار در راه و حركت صرف شد .
هامش
( 1 ) - يعنى زنده باد شاه
( 2 ) - زنده باد ايران .