تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
شاه رفته از آنجا به سالن سفره‌خانه براى چاى خوردن رفتيم . بعد از چاى حضرت صدراعظم ترجمهء پروگرام را كه ديشب نوشته بودم به‌نظر همايون رساند . ناهار هم در حركت خورده شد . ديروز و امروز فوق‌العاده گرم است . مثل روزهاى خيلى گرم تابستان تهران . دو ساعت بعد از ظهر رسيديم به گار شهر ( ترْنْ ) كه از شهرهاى پروس و در خاك لهستان پروس است . با آنكه ده دقيقه بيشتر توقف نداشتيم ، اعليحضرت شاه و همه از شدت گرماى هوا و حرارت آفتاب كه به اين كالسكه‌هاى آهنى تابيده بود ، از كالسكه‌ها ريختيم بيرون و در اتاقهاى گار كه نسبتا خيلى خنك بود رفتيم . بعد از صرف ليمونات و يخ سوار شده به‌راه افتاديم و از روى رودخانه‌ها و كنار آبگير و درياچه‌ها در كمال سرعت كه نمىتوانستيم درست تماشا كنيم مىگذشتيم . از بعد از ناهار تا عصر روى هم رفته تقريبا پنجاه فرسنگ زراعت چغندرقند ديديم . اگرچه زراعت اين نقطه بيشترش گندم است و مشغول درو و خرمن كردن هستند . نزديك غروب به‌قدر پنج دقيقه قطار كالسكه در گار شهر ( ابدس ) ايستاده و اعليحضرت شاه و بعضىها چند قدمى در گار قدم زده سوار شده راهى شديم . شام در حركت ترن خورده شد . بعد از شام به‌قدر نيم‌ساعت در اتاق اعليحضرت شاه صحبت كرده با ناصر خان آمدم منزل . بعد از ساعتى لخت شده خوابيدم و هنوز كه يك‌ساعت از نصف شب گذشته است از حركت نايستاده‌ايم . گويا يكساعت ديگر به ( ويژربال ) سرحد روس رسيده براى خواب بايستيم كه صبح انشاء اللّه ديگر اول رسميت باشد .