تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
مىتراشيدند . در عهد ( فردريك اوّل ) پدر اين امپراطور كه ريش داشت اكثر ريش داشتند و حال تماما تقليد كرده با ريش تراشيده و سبيلهاى تنك تيز سربالا تابيده هستند . رودخانهء بزرگى در كنار اين شهر است كه هفتصد ذرع عرض دارد . پل آهنى به روى آن كشيده‌اند كه دو رشته راه‌آهن از روى آن عبور مىكند . بيست هزار نفر قشون پياده هميشه در اين شهر هست . از دو تونل مطول عبور كرديم . تونلهاى خاك آلمان خيلى وسيعتر از آن تونلهاست كه در خاك فرانسه بود . عرضش به‌قدرى است كه دو قطار راه‌آهن عبور مىكند . در يكى از اين تونلها كه مرمت پيدا كرده بود ، مشغول تعمير بودند و با چراغ كار مىكردند . خيلى تعجب‌انگيز بود كه مثل جن در زيرزمين كار مىكردند . ناهار در كالسكهء سفره‌خانه در حركت خورديم . در هر استاسيون چند دقيقه مىايستاديم . از شهرهاى خيلى خوب عبور كرديم . كليتا مملكت آلمان آبادتر و پرجمعيت‌تر از روسيه و فرانسه به‌نظرم آمد . نيم‌ساعت به غروب آفتاب مانده شام در كالسكهء سفره‌خانه صرف شد . غروب آفتاب در استاسيون ( آيلن‌برگ ) براى ماندن و راحت كردن شب ايستاديم . اعليحضرت شاه با همراهان براى رفع خستگى پا در استاسيون پياده شده قدرى در استاسيون و باغچهء پشت استاسيون راه رفتيم ( مسيو دكارت ) شارژده‌فر آلمان در تهران كه خيلى مدت بعد از حركت موكب شاهى از تهران بيرون آمده بود ، در باغچهء پشت استاسيون مشرف شد . بعد از يكساعت تفرج همه آمديم به منزلها و براى خوابيدن حاضر شديم . من در اتاق خودم لخت شده مشغول نوشتن تشريفات ورود به خاك فرانسه شدم كه فردا از نظر همايون بگذرانم . امروز از صبح تا ظهر از هر آبادى و شهرى كه رد مىشديم ، غالبا كارخانه بود . بعد از ظهر تا غروب زراعت و فلاحت بيشتر ديده مىشد .

از آيلن‌برگ به ويژربال « 1 » سرحد روس -

روز يكشنبه هفدهم ( 17 ) صبح وقتى بيدار شدم كه قطار كالسكه مدتى بود به‌راه افتاده بود . رخت پوشيده چون صبح عيد ولادت باسعادت حضرت رسالت پناه صل اللّه عليه و آله بود ، به اتاق حضرت صدراعظم‌رفته دست‌بوس و صفا كرديم و با ايشان خدمت اعليحضرت
هامش
( 1 ) - در سفرنامه مظفر الدين شاه : ( ورژبولوو )