پاكى و تميزى و فوق آن متصور نيست . در هر اتاقى هم دو چراغبرق به ديوار و دو شمعدان فروزان است . دو كالسكه از اين هفده كالسكه ( لكمتيف ) است . يعنى كشندهء تمام دستگاه است . آشپزخانه و رختشورخانه و دستگاه چراغبرق مخصوص دارد . يك كالسكهاش سفرهخانه است كه ميز بسيار بزرگى كه بيست و چهار نفر به دور آن مىنشينند ، در وسط دارد و دو چهلچراغ برق به سقف آويزان است و ديواركوبها برقى و شمعى خيلى مزين دارد . درب و ديوارش آئينه و منبّت از چوب است . شيشههاى بزرگ رو به بيرون دارد . اتاق مخصوص جلوس همايون خيلى مزين است . تمام درب و ديوارش بجز آنجاها كه آئينه است ، با پارچهء قرمز رنگ دوشك دوخته شده است . سه نيمكت بزرگ و چهار صندلى بزرگ و شش صندلى كوچك و دو ميز بزرگ و چهار ميز كوچك دارد . زيادتر از بيست چراغبرق و شمع دارد . اتاق خواب مخصوص و اتاق تحرير مخصوص و اتاق رخت پوشيدن و دست و رو شستن مخصوص دارد . اسباب اين اتاقها بىاندازه خوب و مرغوب است . در يك كالسكه كه پنج اتاق داشت ، جناب حكيم الملك وزير دربار در يك اتاق و جنابان سردار مكرم و ناصر الملك در يك اتاق و فقير و كنت در يك اتاق و نواب موثق الدوله و جناب اميربهادر جنگ در يك اتاق و يكى از مهمانداران روسى در يك اتاق منزل داشتيم . در كمال راحتى .
عصر خدمت اعليحضرت شاه بودم . دستخطى به حضرت ملكهء ايران مرقوم فرمودند . به من امر شد كه بفرستم . پس از آنكه نزديك غروب آفتاب با اعليحضرت شاه بيرون رفته ده پانزده دقيقه در جلوى گار تفرج فرمودند ، آمدم در كالسكه و اتاق خودم مشغول تحرير شدم براى تهران ، شام هم ميل نداشتم . صبح از اتاقم بيرون نرفتم ، مثل روز . اعليحضرت شاه در كالسكه و سايرين بيرون رفته در گار شام خوردند . چراغان خيلى قشنگى كرده بودند . بعد از شام كنت آمد ، به خادم اتاق گفتم رختخواب حاضر كرده و كنت رفت در نيمكت بالائى كه به فاصلهء يك ذرع بالاى تختخواب من واقع است و منهم در نيمكت زيرى خيلى راحت خوابيديم .
حركت از ولادقفقاز -
روز يكشنبه پنجم ( 5 ) : صبح همه در گار چاى صرف كرديم . ميرزا اسد إله خان آمد در كالسكه وداع كرديم . از صاحب منصبان