هم از عهده برمىآيد . ناظم الدوله ، حكمران تهران ، كه بر او رياست دارد ، ابدا نمىتواند دست مداخله و تصرف او را در كارها كوتاه كند . » « 1 »
و باز در جاى ديگر همين كتاب دربارهء نظميه و مختار السلطنه آمده است :
« چون كريمآقاى مختار السلطنه وزير نظميه و احتسابيه ، بسى با كفايت بود و مستقلا به قيمت نرخ اجناس و عرض و تظلم مردم رسيدگى مىكرد ، ابدا خود را تابع و جزء حكومت تهران نمىدانست ، اين كار بر جناب حاجى غلامرضا خان آصف الدوله ، حكمران تهران ، گران آمده ، مىگفت : « وزارت نظميه به اذن و اجازهء حكومت در گرفتن دزدان و مستان عربدهكن و زنان فاحشه مداخله كند ، به كار نرخ اجناس و امر و نهى به كسبه و رسيدگى به هر گونه عرض عارضين متعرض نشود . » مختار السلطنه هم به درستى خود مغرور بوده ، ابدا خود را تابع حكومت ندانسته ، بلكه ، در مجلسى با حاكم طرف مشاجره واقع شد و بعضى سخنان ناملايم به يكديگر گفتند و مدتى ، كار به اين طور گذشت . آخر الامر ، آصف الدوله محض دوستى چهل سالهاى كه با شاهزاده وزير جنگ [ كامران ميرزا پسر ناصر الدين شاه ] داشت ، اسبابى فراهم آورد كه مختار السلطنه به امر و نهى او رفتار كند . مختار السلطنه از اين كار امتناع ورزيده ، از شغل وزارت نظميه و احتسابيه استعفا كرد . وزارت نظميه و احتسابيه به عبد الحسين خان سالار الملك ، اميرتومان ، پسر مرحوم حسن خان امير نظام ، راجع گرديد . » « 2 »
مختار السلطنه در سال 1322 ( ه . ق . ) كه سال وبايى بود و كليهء دولتمردان و رجال پايتخت ، تهران را ترك گفتهبودند بر حسب وظيفهاى كه برعهده داشت تا آخرين دقايق حيات از تهران خارج نشد . نوشتهاند حتى در غسل اموات نيز شركت مىكرد ، تا بالاخره جان خود را بر سر اين كار گذاشت و بر اثر ابتلا به بيمارى و با در تهران درگذشت . « 3 »
پس از مختار السلطنه ، رياست نظميه به معاون الدوله پسر فرخ خان امين الدوله كاشى رسيد و او نخستين فرد غير نظامى است كه به اين سمت گمارده شد . پس از معاون الدوله ، سعيد السلطنه فتح الله خان ديبا به رياست نظميه منصوب شد و پس از او آقا بالاخان سردار افخم كه مورد لطف خاص كامران ميرزا نايب السلطنه پسر ناصر الدين شاه و پدرزن محمد على شاه بود . « 4 »
دربارهء آقا بالاخان بايد افزود كه وى تا سال 1327 ( ه . ق . ) يعنى در زمان محمد على شاه زنده بود
هامش
( 1 ) . خاطرات عبد الله بهرامى ، ص 294 .
( 2 ) . همان ، ص 420 .
( 3 ) . نظم و نظميه در دوره قاجاريه ، مرتضى سيفى فمى تفرشى ، انتشارات يساولى ، 1362 ، ص 118 .
( 4 ) . تاريخ مؤسسات تمدنى جديد در ايران ، ج 2 ، ص 151 .