نمىدانم اين تغيير حالت ، تقصير او بوده است يا از ديگران . چون او به وزارت نظميه افتخار يافت ، محمد ابراهيم معاون الدوله ، پسر مرحوم فرخ خان امين الدوله ، كه بعدها به منصب وزارت تجارتخانه مىرسد ، از خدمت وزارت نظميه معاف گشت . » « 1 »
منظم السلطنه در همان سال 1315 ( ه . ق . ) ملقب به مختار السلطنه شد . در افضل التواريخ آمده :
« ميرزا كريم خان منظم السلطنه ، وزير نظميه و احتسابيه ، به لقب جليل مختار السلطنه ملقب و سرافراز شدند . » « 2 »
در جاى ديگرى در همين كتاب مىخوانيم :
« در تمام ممالك روى زمين ، حفظ نظم و امنيت در عهدهء ادارهايست كه آن اداره در ايران ، در سلطنت [ ناصر الدين شاه ] تأسيس شده و رئيس آن اداره « كنت دومنتفرت » ايتاليايى بود كه هنوز هم زنده است و نوكر دولت ايران است ، ولى ، امروز شغل و عملى ندارد ، جز آنكه به غلط مواجب گزافى مىبرد و وجودش مثمرثمرى نيست . اسم اين اداره در ايران نظميه و در خاك دولت عثمانى خبطيه و در ممالك اروپا مسلما به پوليس است . گرفتن دزدان در شب ، و حفظ و حراست محلات و دكاكين در شب ، و گرفتن دزدان و مستان عربدهجو ، و امر و نهى به فواحش و گرفتن زنان بدكار ، در صورتى كه فسادى برپا شده باشد ، تمام برعهدهء اجزاى اين ادارهء نظميه است كه در جميع محلات تهران ، شبانه روز منتشر و مقيم هستند و هر چند نفر ، حد و سدى دارند كه بايد حوزهء خود را از سرقت دزدان و عياران مصون دارند .
اين ادارهء نظميه ، در تحت رياست حكومت تهران است . خود رئيس اداره نظميه مستقلا طرف نصب و عزل و امر و نهى سلطنت نيست ، بايد تحت رياست و امرونهى حاكم تهران باشد .
سركردهء اين اداره و اجزاء را بايد رئيس نظميه گفت ، لكن بعضى از روزنامهنگاران ، محض تملق وزير نظميه مىنويسند : فراشخانه و كشيكخانه و نظميه و صندوقخانه و غيره و غيره وزارت ندارد ، بلكه ، رياست دارد . . .
خلاصه ، امروز رياست نظميه ، كه به غلط آن را وزارت نظميه گفتهاند ، با كريم آقاى مختار السلطنه است . اما مختار السلطنه طورى كفايت و درستى به خرج داده كه اين رياست را بالاتر از رتبهء وزارت ساخته و خود او مستقل شده اعتنا به امر و نهى حكومت ندارد . خود او در امر نرخ بازار و گرفتن اشرار و رسيدگى به تنازع اهل شهر در هر ملك رسيدگى مىكند و خوب
هامش
( 1 ) . خاطرات عبد الله بهرامى ، ص 184 .
( 2 ) . همان ، ص 200 .