پاتوق - پاىطوق
در آمار دار الخلافه تهران مربوط به سال 1269 ( ه . ق ) و نيز در نقشه دار الخلافه تهران سال 1275 ( ه . ق ) نام يا اصطلاح « پاتوق » يا « پاىطوق » آمده است . پيش از آنكه به شرح اين اصطلاح بپردازيم بايسته است نخست نگاهى به معنى لغوى آن بيفكنيم .
« توغ » يا « توق » در فرهنگ معين چنين گزارش شده است :
1 - علم درفش رايت . 2 - علم و رايت بزرگى كه در ايام عزادارى سكنهء بعض محلهها در برخى از شهرها آن را حركت دهند و آن از امتيازات محلات مزبور محسوب شود . « 1 »
نيز درباره پاتوغ يا پاتوقى كه در واقع كوچك شده پاىتوغ است در فرهنگ معين چنين آمده است :
1 - پاى علم ، جايى كه رايت و درفش را نصب كنند . 2 - محل گرد آمدن 3 - محل اجتماع لوطيان در بعضى شهرهاى ايران . 4 - روز عاشورا دستههاى بعضى محلات ممتاز توغ را حركت دهند . زير و اطراف توغ را « پاتوغ » گويند . « 2 »
اما عبد الله مستوفى درباره پاطوق چنين توضيح داده است :
« طوق عمارى است كه در بعضى از شهرها و دهات علامت اين دسته گردانيها مىباشد .
طوق را با روپوش و پارچههاى فاخر زينت مىكردند و چهار نفر از مبرزين افراد دسته ، چهارپايهء آن را بردوش گذاشته به راه مىافتادند و باقى افراد از دنبال مىرفتند . اين عمارى يا طوق البته بايد در جاى محفوظ باشد . محل آن تكيه بزرگ محله يا قصبه بود و اين تكيه را تكيهء پاطوق مىگفتند تا اهميت آن را واضح نمايند . پاطوق را امروز بهر محلى كه مركز جمعيت يا كارى باشد اطلاق مىكنند حتى محلهايى را هم كه براى وافوركشى و قمار آماده كرده باشند و همچنين مراكز
هامش
( 1 ) - فرهنگ معين . ج 1 ، ص 1167
( 2 ) - همان . ص 643