تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
جنايت هم در تهران روبه افزايش گذاشته بود . . . در طول ماه مارس از فرط ناراحتى و خرابى اوضاع طورى مردم به خشم و هيجان آمده بودند كه ما دچار ترس و وحشت شديم . . . از طرف مقامات دربارى و حكومتى كلا طورى رفتار مىشد كه مردم گناه تمام اين قحطى و گرانى نان را متوجه شخص شاه مىكردند . . . متأسفانه محتكرين تهران هم گندمها را به اميد سودجويى در انبارهاى خود گرد آورده‌اند هرگز حاضر نشده‌اند با وجود احساس خطرى كه خود آنها را نيز تهديد مىكند اين انبارها را بگشايند و مردم را از گرسنگى نجات دهند . و اين خود وضع را بيش از پيش قابل انفجار مىكند . » « 1 » بارى سرانجام بگفته برگش قيمت نان در تهران اندكى كاهش پيدا كرد و در روز 21 مارس به يك قران رسيد و رجال ايرانى در ملاقات با اروپاييها مىكوشيدند تا وانمود سازند كه قيمت نان در تهران پايين آمده است . « 2 » « ولى اين امر حقيقت ندارد و نوكران ما كه از نانواييها نان مىخرند مىگويند وضع نان اگر بدتر نباشد بهتر نيست ! در اين ميان ميرزا موسى وزير كه عامل اصلى قحطى و احتكار گندم است آزادانه در شهر گردش مىكند و به فعاليتهاى خود ادامه مىدهد . » « 3 » در سال 1288 ( ه . ق ) نيز بار ديگر ايران و در نتيجه تهران دچار قحطى عمومى شد . عبد الله مستوفى در اين باره آورده است : « از يكى دو سال پيش ( 1288 قمرى ) كم بارانى شروع و گرانى و تنگى خواربار خودنمايى مىكرد ولى در زمستان سال 1287 قمرى باران هيچ نباريد و مايه‌هاى سنواتى هم تمام شده بود قيمت نان كه در اوايل 1287 بيش از يك من شش هفت شاهى نبود به مرور ترقى كرده در اين وقت به يك‌من يك‌قران رسيد . مردم پايتخت اين اشعار را ساخته بطور تصنيف مىخواندند .
شاه كج كلا * رفته كربلا
گشته بىبلا * نان شده گران
يك من يكقران * يك من يكقران
ما شديم اسير * از دست وزير از دست وزير
هامش
( 1 ) - سفرى به دربار سلطان صاحبقران . ج 2 ص 608 - 611 نقل به اختصار ( 2 ) - همان . ص 615 ( 3 ) - همان . ص 616