تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
است كه فردا همه به دكانهاى خود بنشينند مشغول كسب باشيد آنچه منظور شما است شاه به عمل خواهد آورد . روز جمعه در مسجد جامع حاضر شويد . جناب ميرزا به منبر مىرود . تكليف شما را معين خواهد كرد . خلاصه امشب تا صبح من از وحشت نخوابيدم . » « 1 » « سه‌شنبه 4 جمادىالاخر سنه 1309 قمرى : صبح كه به در خانه مىرفتم متجاوز از سه چهار هزار قشون سواره و پياده از قزاق و غيره دور ارگ مىگرديدند . تمام فراشها در ديوان‌خانه حاضر بودند . و اين قشون و جمعيت را كه مىديدم كه از ترس و وحشت تدارك ديده شده بر سلطنت مستقلهء صد و بيست ساله قاجار فاتحه مىخواندم و از شدت غصه خون دل مىخوردم كه چطور از سوء تدبير اركان قديمه و قويه سلطنت را با تيشه بىعقلى منهدم ساختند و كار بزرگ سلطنت را بدست جهال نادان سپردند و حضرت وزير اعظم از شدت غرور خود دولت را به غذاب انداخت . اين شعر را مناسب حال ايشان ديدم .
كه نادان ز دانش گريزد همى * به نادانى اندر ستيزد همى
از دار الترجمه بحضور همايون رفتم . به من فرمودند عمل ديروز هم مضحك بود و هم گريه داشت . عرض كردم هيچ مضحك نبود بلكه سراپا گريه بود . . » « 2 » بدينگونه بود كه ناصر الدين شاه مجبور شد قرارداد تنباكو را لغو نمايد و حكم تحريم هم لغو شد و در روز سه‌شنبه 25 جمادى الثانى 1309 ( ه . ق ) از طرف ميرزاى شيرازى اعلان حليت دخانيات داده شد كه همه مىتوانند با آسايش دخانيات مصرف نمايند . اعتماد السلطنه نويسد : « سه‌شنبه 25 جمادى الاخر سنه 1309 قمرى : . . . شنيدم جارچى در كوچه و بازار جار مىكشد كه حكم جناب ميرزاى شيرازى رسيد كه حرمت قليان برداشته شده اجازه استعمال دادند همه مردم قليان كشيدند . آفرين بر قلم جناب ميرزا كه بيشتر از سر نيزه دولت اثر دارد . . » « 3 » و سرانجام دولت ايران مجبور شد مبلغ پانصدهزار ليره به كمپانى رژى بعنوان خسارت بپردازد و قرارنامه نوشتند و هر كس هر چه رشوه گرفته بود در كيسه‌اش ماند و ضرر همه را به گردن شاه گذاشته كه از رعيت بيچاره گرفته به فرنگى بدهد . « 4 » جا دارد در اينجا آورده شود كه در بحبوحه شورش رژى مردم كوچه و بازار اين اشعار عاميانه را در كوچه‌ها مىخواندند .
هامش
( 1 ) - همان . ص 785 - 786 ( 2 ) - همان . ص 786 - 777 ( 3 ) - همان . ص 791 ( 4 ) - تحريم تنباكو . ص 209 و شرح حال عباس ميرزا ملك‌آرا . ص 189