مىداشتهاند و آب قنات را براى مصرف عموم وقف مىكردهاند . گاهى نيز اعتبارى براى تنقيه و لاروبى مجارى قنات اختصاص مىدادهاند ، كه غالبا عوايد املاك و مستقلات وقفى بود .
تهران از نظر موقعيت ويژهء جغرافيايى جزو معدود شهرهاى بزرگ دنيا و شايد هم تنها كلان شهر جهان است ، كه در منطقهء خشك استپى قرار گرفته و از درون و حاشيهء آن رودخانهاى عبور نمىكند . . . چنين موقعيتى سبب شده كه از همان آغازين سالهايى كه تهران عنوان مركزيت ايران را يافت و جمعيت آن رو به فزونى گذاشت ، مشكل آب پيوسته دامنگير مردم اين شهر مىباشد .
براى نخستين بار در عصر محمد شاه قاجار ، حاج ميرزا آغاسى . . . به انديشهء رفع اساسى مشكل آب تهران افتاد . توجه او معطوف به بهرهبردارى از آب رودخانههاى جاجرود و كرج گرديد . . . و به دستور وى عمليات بهرهبردارى از آب رودخانهء جاجرود شروع شد ، ليكن اين اقدام در عمل با اعتراض دهقانان ورامين و شكايت آنها روبرو گرديد . دهقانان معترض بودند كه با انتقال آب رودخانه جلگهء جنوبى تهران گرفتار كمبود آب كشاورزى و احيانا بىآبى خواهد شد . ناگزير بهدستور حاج ميرزا آغاسى طرح انتقال آب از رودخانه جاجرود به حالت تعليق درآمد . ليكن براى انتقال آب رودخانهء كرج به تهران ، دو رشته نهر حفر گرديد كه آثار نيمه تمام نهر اولى به نام نهر حاج ميرزا آغاسى هنوز هم باقى است ، پنج كيلومتر از نهر كنونى كرج در شمال قريهء وردآورد ، از مجراى قديمى نهر احداثى . . . مىگذرد .
و اما نهر دوم تا يافتآباد كشيده شد كه هماكنون نيز مورد استفاده است . ليكن به دلايل بسيار . . . انتقال آب رودخانهء كرج نيز متوقف شد . . . در اوايل سلطنت ناصر الدين شاه كه صدارت ايران را شخصيت اصلاحطلب و نامدار ، ميرزا تقى خان اميركبير برعهده داشت ، دنبالهء كار حاج ميرزا آغاسى در انتقال آب رودخانه كرج به تهران گرفته شد اميركبير به انديشهء تأمين آب تهران از رودخانهء كرج برآمد . برابر تقسيم نامهاى كه به مهر اميركبير باقى است . رودخانهء كرج به 84 سهم تقسيم گرديد و نه سهم آن بهعنوان حقابه تهران اختصاص داده شد . . . اميركبير فرصت نيافت كه خود شاهد تحقق اقدامات نيكخواهانهء خويش باشد ولى كارى كه او شروع كرده بود به ثمر نشست و آب رودخانهء كرج به تهران رسيد و مردم را شادمان ساخت .
روزنامهء وقايع اتفاقيه در شمارهء دهم خود نوشت :
« مردم كه هيچوقت در خانههاى خود اينصور آب جارى نديده بودند و با آب چاه يا آب دستى سقاها گذران مىكردند ، حوضها و گوديها در خانهء خود ساخته از آب جارى پر كرده و همگى سيراب گرديدهاند . »
سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 391
مساهمون: حسين شهيدى مازندرانى
ص٣٩١