تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
برگ و پوشال و كهنه پيله و مانند آن كه براى بستن جلو آب به‌كار رفته بود و مخلوط با آب شده آن را به همان صورت آب روز در مىآورد و هنوز كثافات آن تمام نشده رنگ و بوى طبيعى نگرفته بود كه راه و مدخل و مخرج ديگر گشوده . . . و آلودگى استمرار مىگرفت . به ناچار براى جلوگيرى از دخول آنها به خانه و آب‌انبار جلو راه آبهايشان را جارو و غربال و سرند و مثل آن مىگذاشتند و هر چند دقيقه يك بار آن را برداشته تكان مىدادند . . . . . » « 1 » با وجود اين همه آلودگى آب تهران مردم همهء تلاش خود را مىكردند تا با بهره‌گيرى از يك سرى دستورات آب آلوده را تا حدى قابل شرب سازند . جعفر شهرى در اين باره مىنويسد : « . . . اينها نيز طرق و دستوراتى بود كه با آن آب را صاف و قابل مصرف مىساختند : 1 - هنگام آب‌گيرى ، حوض و آب‌انبار را كاملا پر كرده مقدارى از آن سرريز ساخته فضول و واردات به آن را دور كنند . 2 - آهك و ذغال و نمك و خاكستر در آب يعنى در حوض و آب‌انبار بريزند . 3 - تا چند روز شير پاشير را ترك كرده از سر آب‌انبار آب بردارند . 4 - اگر آب‌انبار محلى و آب كهنه سراغ دارند ، براى چند روز از آب آنها استفاده كنند . 5 - در صورت تعفن ، سركه و گلاب در آب بريزند . 6 - چنانچه آب طعم و مزه خود را از دست داده تلخ و تند شده بود آن را با سركه و خاك رس و گلاب جوشانده پس از ته‌نشين كردن به مصرف برسانند و براى جلوگيرى از مضرات و بيماريهاى چنين آبهايى سير و پياز و سركهء فراوان يا كاهوى زياد بخورند . البته اين قواعد و دستورات تا زمانى بود كه آب لااقل از وجود حشرات خالى بود ولى بعدها خاكشى و امثال آن مانند كرمهاى سنجاقى كه شبيه بچه ماهى سر درشت و ته باريك داشتند در اكثر آب آب‌انبارها ديده مىشدند ، در اين صورت تكليف آن بود كه پارچهء رقيقى بر سر شير آب‌انبار بسته حشرات را در پشت آن گذاشته روزى يك بار پارچه را باز كرده شسته و تميز و پشت‌ورو كنند و در حالت عفونت بىحد كه احتمال افتادن موش و گربه و مثل آن در آب‌انبار مىرفت ، چاره آن بود كه در آن آينه انداخته ، يعنى روز آفتابى آينه‌اى برابر آفتاب گرفته نور آن را در آب‌انبار انداخته ، حيوان را يافته به‌وسيله زنبيل و آتش‌گردان و سرند و غربال و امثال آن خارج كرده آهك و سدر و خاكه ذغال فراوان بپاشند ! « 2 » »
هامش
( 1 ) . طهران قديم ، جعفر شهرى ، ج 3 ، ص 225 - 229 ، نقل به اختصار . ( 2 ) . همان ، ص 234 .