تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
زغال‌سنگ ، منگنز و غيره به استثناى طلا و نقره و احجار كريمه ، و نيز ساختن راه در تمام كشور نيز براى همان مدت شصت سال به بانك مزبور واگذار گرديد ، مشروط بر اينكه ظرف ده سال شروع به كار معدن و راه‌سازى نمايد . به‌علاوه حق انحصارى نشر اسكناس نيز به رويتر اعطا شد و بانك و شعب و بناها و كليهء سهام و بليطها ( اسكناس ) و قبوض و بروات صادره از طرف بانك از هر نوع ماليات در ايران معاف گرديد و مقرر گشت كه براى احداثات خود از اراضى متعلق به دولت مجانى و بلاعوض استفاده نمايد و مساعدتهاى ذيل نيز دربارهء آن به عمل آيد : حمايت قواى نظامى ، تسهيل خريدارى اراضى متعلق به افراد از طرف بانك ، قبول بليطهاى بانك توسط عمال و مأمورين دولت ، مساعدت در استخدام كارگر و در مورد امتياز معادن صورت معادن مكشوفه تا آن زمان ، از طرف دولت در اختيار بانك گذارده شود . و به اين ترتيب ملاحظه مىشود كه اين امتياز چيزى كمتر از امتياز قبلى رويتر نبود . تعهداتى كه رويتر كرده بود عبارت بود از : پرداخت ساليانه شش درصد از سود خالص بانك كه در هر حال از چهارهزار ليره ( آن روز تقريبا سيزده هزار تومان ) كمتر نباشد . پرداخت ساليانه شانزده درصد از منافع خالص عمليات معدنى كه خوشبختانه اين كار اساسا صورت نگرفت . پرداخت وجهى به مبلغ چهل هزار ليره انگليسى به دولت ايران با بهرهء صدى شش و به مدت ده سال . به‌علاوه بانك وعده داده بود كه در آينده وامهايى با بهرهء هشت درصد به دولت ايران بدهد . نگهدارى حسابهاى خزانهء ايران در برابر حقى كه مورد توافق قرار گيرد ، قبول نظارت مأمور دولت ايران بر امور بانك در اجراى مقررات امتيازنامه و نشر اسكناس و مراقبت وى در روابط بانك با خزانه دولت ، قبول پايهء طلا براى پول ايران و همكارى در تأمين اين مقصود . قبول ممنوع بودن گرفتن گرو بيع شرطى غير منقول ، بدون اجازه دولت ، در خاك ايران از ديگر شرايط اين قرارداد بود . « 1 »

بانك استقراضى روس

يك سال پس از امضاى امتيازنامه بانك شاهنشاهى ، روس‌ها نيز به رقابت با دولت انگلستان در مقام گرفتن امتيازى بانكى در ايران برآمدند و براى اينكه صورت ظاهر قضيه زننده نباشد ، يكى از افراد خود را كه به ظاهر مدتها در خدمت دولت ايران بود ، به گرفتن امتياز ، آن هم نه به نام بانك واداشتند . اين شخص كه ژاك پولياكف نام داشت مدت 25 سال به سمت جنرال قونسولى
هامش
( 1 ) . تاريخ مؤسسات تمدنى جديد در ايران ، ج 2 ، ص 78 - 79 .