بانك و بانكدارى
نخستين بار كه سياستمداران ايرانى سخن از تأسيس بانك به ميان آوردند سال 1280 ( ه . ق ) 1241 ( ه ش ) 1863 ( م . ) بود . « 1 »
در اين هنگام سياستمداران ايرانى ازجمله محمود خان ناصر الملك ، وزير مختار ايران در لندن و حسنعلى خان امير نظام گروسى ، وزير مختار ايران در پاريس ، وارد يك سرى مذاكرات دربارهء تأسيس راهآهن در ايران با اروپائيان شده بودند .
در ضمن همين ، مذاكرات بود كه موضوع تأسيس بانك هم به ميان آمد ، چرا كه ساختن راهآهن مستلزم صرف مبالغ هنگفت و دادوستدهاى مالى بسيار بين كشورها بود .
پيشنهادهاى زيادى براى تأسيس بانك به دولت ايران داده شد . « . . . ازجمله ژان ساوالان فرانسوى به نمايندگى عدهاى از سرمايهداران و صرافان بزرگ فرانسه در رمضان سال 1281 ( ه ق ) برابر با 1864 ( م . ) با سرمايهء دو ميليون ليرهء انگليسى پيشنهادى براى تأسيس بانك به دولت ايران داد و خود به تهران آمد و حتى طرح امتياز را نيز تهيه نمود ولى با وجود اينكه طرح وى نظر موافق ناصر الدين شاه را نيز جلب كرد ، به بهانهء اينكه اين طرح فعلا به صلاح دولت نيست جامهء عمل نپوشيد و فقط حق تقدم براى ژان ساوالان در مورد ايجاد بانك و راهآهن قائل شدند و فرمان آن را هم به تاريخ 24 ژانويه ( 1865 م . ) صادر كردند ، ولى بعدها هيچگونه ترتيب اثرى به اين فرمان داد نشد . « 2 »
و فرانسوىها نيز كه به زودى گرفتار آلمان شده و علاوه بر آن رقابتهاى دول روس و انگليس را در ايران مىديدند ، ظاهرا صرفهاى در تعقيب اين موضوع نديدند .
هامش
( 1 ) . عصر بىخبرى ، ابراهيم تيمورى ، ص 178 .
( 2 ) . عصر بىخبرى ، ص 178 ، نقل از تاريخ مؤسسات تمدنى جديد در ايران ، ج 2 ، ص 75 - 76