تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرگذشت تهران ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
كسى رغبت خوابيدن در آن بيمارستان را ندارد . چون همه مىدانند با آنكه اعتبار كافى براى نگهدارى « مريضخانه » تأمين و مرتبا پرداخت مىشود ، ولى از محافظ ، پرستار ، پزشك و دارو در آن خبرى نيست . اين بيمارستان ، برمبناى نيت خير ، و به منظور آنكه شاگردان مدرسهء پزشكى تهران بتوانند در آن درسهاى عملى را خوب ياد بگيرند ، ايجاد گرديد . . . از به دو تأسيس به عليقلى ميرزا ، واگذار شده است و سالانه به صورت مقاطعه مبلغى در اختيار وى گذاشته مىشود . اين شخص از مبلغ دريافت شده بيشتر به نفع جيب خود استفاده كرده و مؤسسه را در بدترين وضعى به حال خود گذاشته است . هزينهء نگهدارى بيست سرباز كه بايد به خرج دولت در بيمارستان بسترى شوند ، روى كاغذ هميشه موجود است ، اما هيچ‌وقت از بسترى شدن سربازان در آنجا خبرى نيست . روزى اعليحضرت ، اطلاع حاصل مىكند بيمارستان خالى است و محافظت آن به عهدهء پاسگاه نظاميها سپرده شده است . چون نمىتواند باور كند كه دستورهايش با چنين نحو زننده‌اى مورد بىاعتنايى واقع مىشوند تصميم مىگيرد شخصا از كم و كيف قضايا سر در بياورد . روزى به قصد شكار از شهر خارج شده و در ضمن مىخواهد به اين بهانه از مريضخانه هم بازديد كند . شاهزاده‌اى كه مديريت آنجا را به عهده داشت ، از طريق يكى از پيشخدمتهاى شاه ، كه سوابقى با هم داشتند ، از موضوع خبردار مىشود و بىدرنگ پيش از آنكه شاه به بيمارستان برسد ، به نظاميها و محافظان ساختمان پيغام مىفرستد تا ترتيب لازم را بدهند . نگهبانان با عجله و همينطور با لباس ، خود را روى رختخواب‌ها انداخته و زير لحاف مىروند و چنين وانمود مىكنند كه مريض هستند . شاه هنگام ورود به بيمارستان با گوشهاى خود صداى نالهء بيماران بسترى را مىشنود ، اما با مشاهدهء غيبت محافظان از كنار در و تفنگهاى چاتمه شده ، كه سربازان به علت دستپاچگى و عجله نتوانسته بودند آنها را جايى پنهان كنند ، بو مىبرد كه كاسه‌اى زير نيم كاسه است . لحظه‌اى بعد با ديدن كفشهاى گل‌آلود بيمار نمايان اجبارى كه حتى به فكرشان نرسيده بود آنها را از پا درآوردند و از زير لحافها بيرون مانده بود ، آنچه را كه مىبايست بفهمد ، مىفهمد . شاه از اين نيرنگ ، به شدت به غضب مىآيد و قبل از همه امر مىكند با زدن شلاق حال اين بيماران مصلحتى را جا بياورند . دارويى كه زود اثر خود را مىبخشد و همهء سربازان سلامت خود را باز مىيابند . سپس در حضور همه دستور مىدهد اعتبار بيمارستان را قطع كنند . اما چند