بازار مالفروشها
اين بازار پايينتر از بازار پالاندوزها قرار داشت . بازارى بىسقف بود كه البته بعدها به روى اين بازار نيز سقف كشيدند . در اين بازار قهوهخانههاى متعددى وجود داشت و كسانى كه مىخواستند اسب ، الاغ ، قاطر و يا حتى شتر بخرند به اين بازار رو مىآورند . از طرف ديگر صاحبان مال اغلب ، خاصه در روزهاى بارانى داخل قهوهخانه مىنشستند و مال خود را بيرون قهوهخانه مىبستند . گاه خريدارى مىآمد و مالى را مىخواست ، ابتدا مال را معاينه مىكرد ، به دندانهايش را كه نشاندهندهء سن حيوان هستند ، دقت مىكرد و سپس آن را انتخاب نموده و آنگاه براى امتحان سوارش مىشد و حتى چندبارى در اطراف بازار مىگشت و اگر مورد پسندش قرار مىگرفت ، گفتگو براى معامله آغاز مىشد و هنگامى كه به توافق مىرسيدند ، پول را پرداخت مىكرد و مال مورد نظرش را تحويل مىگرفت و بر روى آن مىنشست و مىرفت . « 1 »
بازار مسگرها
بازار جنوبى چهارسوق بزرگ كه به هفت تن - زيارتگاهى در شرق كوچهء لوطى صالح - و گذرگاه لوطى صالح مىپيوست بازار مسگرها بود . تا آنجا كه بازار طاق داشت مسگرها دكان داشتند و بيچاره دكاندارهايى مانند بقالى و قهوهچى و همسايگان اين بازار كه از سحر تا مغرب بايد صداى ناهنجار چكشهاى آنها را كه حواله ورقهاى مسين شده را به صورت ديگ و تشت و لگن و آفتابه درمىآوردند ، تحمل كنند .
مسگرها همهء ظروف و لوازم مسى را با دست درست مىكردند و وضع كارشان به اين ترتيب بود كه قرصههاى ضخيم مس را كه از ذوب قراضهء مسها به دست آمده بود به زير چكش گرفته ورق مىكردند و از آنها اشياى كوچكتر مثل بشقاب ، دورى ، طاس ، مشربه ، كماجدان ، كفگير ، ملاقه و وسمهجوش مىساختند اما براى ساختن ديگهاى بزرگ دو سه منه ، پنج منه و ديگهاى حلقهدار بزرگ ده پانزده يا بيست منه كه از ورق مس مىساختند ، ورقهايى در ابعاد 140 * 70 و 1 * 2 متر از روسيه و رومانى و آلمان مىآمد . در اين بازار گاه ديگهايى ساخته مىشد كه آنقدر بزرگ بودند كه براى انجام بعضى كارهاى مسگرى بايد درون آن مىرفتند . حرفهء مسگرى حرفهاى بود كه جز كار دست و چكش و سندان و دستابزار و زور بازو چيزى در آن به كار نمىآمد . « 2 »
هامش
( 1 ) . ايران قديم ، تهران قديم ، ص 253 .
( 2 ) . طهران قديم ، ج 2 ، ص 312 .