تا سينى چاى خورى خريدارى كرد . مصنوعات اروپايى در بعضى غرفهها براى فروش موجود و از اكتشافات ابتدايى و آشكار يكى اين است كه لباس ايرانى دوخت اروپا هم ديده مىشود .
يكى ديگر از سليقههاى خيلى شايع ولى غير قابل درك ايرانى كه به صورت بارزى هويداست و با خرج كم قابل حصول است در بازارها ديده مىشود و آن علاقهء فراوانى است كه گويا در ميان همه طبقات از شاه تا افراد پايين نسبت به بلور با رفتن شمعدانى جار چراغ و ظروف چينى يا زيورآلات از هر قبيل هست . به خانه هر شاهزاده يا افرادى از طبقه اعيان كه وارد شدم قفسهاى پر از اين اجناس ديدم و برحسب معمول اشياء گرانبها را روى ميزى كنار هم مىگذارند .
راجع به وضع دكانها يا چگونگى معاملات و درجات كسب و كار و يا صحنههاى داد و ستد در بازارهاى تهران حرفى نمىزنم چون همان بساطى در ميان است كه در ساير شهرهاى مشرق زمين ديده مىشود و بارها وصف آن را گفتهاند به حدى كه حتى كسانى كه به مشرق زمين هم نرفته باشند كار و عرض معابر و اندازهء دكانها و عوامل عمومى رفاه و آسايش از همهء بازارهاى شرقى كه من ديدهام بهتر است . اگر چه نسبت به بازارهاى اصفهان و شيراز كه بعدا ديدم و تا حدى هم تبريز عقبتر محسوب مىشود ، ولى از نظر كسانى كه با علاقه و كنجكاوى و اميد خريد اشياء كمياب به آنجا مىروند از ياسآورترين بازارهاى مشرق زمين است . فروشنده حداعلاى قيمتى باورنكردنى را خواستار مىشود و منتهاى بىاعتنايى را نسبت به قيمتهاى پيشنهادى هر خريدار نشان مىدهد . فروش كالاهاى كمياب و فرش و از اين قبيل چيزها كاملا در دست دلالهاست كه اجناس خود را بر پشت الاغ به محله اروپائيان حمل مىكنند و از اين افراد است كه بايد پارچهء ابريشمى و مليلهدوزى و مخمل يا اجناس فلز مس و ميناكارى يا فرش و آئينههاى منقوش و حباب كه شايد مسافر علاقه در بردن آنها به اروپا داشته باشد خريدارى كرد .
اكثر اين دلالها هم به مناسبت نوع جنس و مظنه آن از قرار معلوم كليمى مىباشند . اما مسافر زودگذر به آسانى قادر نخواهد بود مطاع مطلوب را به دست آورد . « 1 »
ناصر نجمى از قول لرد كرزن مىنويسد :
« از سبزهميدان بوسيله سه مدخل مىتوان وارد بازار شد بازار دار الخلافه تهران تنها به منزله يك شهر بود كه در روز درحدود بيست تا بيست هزار نفر جمعيت را در خود جاى مىداد و كوچه ، راهروها ، چهارراهها ، مهمانخانهها و مساجد مرتبى داشت . راهروهاى وسيع پيچ در پيچ سر پوشيدهاش زير گنبدهاى آجرى روزنهاى قرار گرفته بود و اين روزنهها طورى تعبيه شده بود كه نور و هوا به داخل بازار نفوذ مىكرد . بازار علاوه بر بزرگترين محل كسب و تجارت پايتخت گردشگاه مناسبى براى بيكارهها و وعدهگاه و جاى ملاقات انواع و اقسام مردمى بود كه در آنجا
هامش
( 1 ) - ايران و قضيه ايران ، ج 1 ص 436 - 438